در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٩ - روش سوم
ابوطالب در صدد بود كه برادرش را نسبت به تهمتها و شايعهها آگاه كند تا فريب قريش را نخورد و با عزم راسخ، اسلام را بپذيرد. سپس براى ابراز شادى و سرور خود از اسلام آوردن حمزه و اين كه بايد با جان و دل از رسول خدا (ص) حمايت كرد، اشعارى را سرود:
|
فصبراً أبايعلى على دين أحمد |
و كُنْ مظهراً للدين و فّقت صابراً |
|
|
و حُطّ مَنْ أتى بالحق من عند ربّه |
بصدق و عزم لاتكن حمزُ كافراً |
|
|
فقد سَرَّنى اذ قلت انّك مؤمن |
فكن لرسول الله فى الله ناصراً |
|
|
و بار قريشاً بالذى قد اتيته |
جهاراً و قل: ما كان احمد ساحراً[١] |
|
«اى ابويعلى! به دين احمد، صابر باش و پشتيبان دين باش كه اگر صبور باشى، موفّق خواهى شد».
«و كسى كه به حقيقت از سوى خدا آمده است، با صداقت و عزم راسخ به او ايمان بياور و از كافران نباش».
«وقتى كه شنيدم ايمان آوردهاى، بسيار خوشحال شدم، پس براى خدا از فرستاده خدا حمايت كن».
«قريش را از اسلام خويش آگاه كن و با صداى بلند بگو: هر آينه احمد يك ساحر نيست».
[١] شرح ابن ابى الحديد: ١٤/ ٧٦/ نامه ٩.