در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٠ - فصل اول رياست ابوطالب در اعماق تاريخ
خودش اطمينان داشت و به آنچه پيش خواهد آمد، راضى بود. لحظهاى خنده از لبانش دور نمىشد. مردم ديدند كه اسب عبدالمطّلب زودتر از اسب اميّه به خطّ پايان رسيد، بدين ترتيب عبدالمطّلب برنده شد.[١]
تفاخر عبدالله بن جعفر با يزيد در حضور معاويه بر صحّت اين واقعه تاريخى دلالت مىكند. در تاريخ آمده است كه عبدالله به يزيد گفت:
«به واسطه كدامين جد و آبائت بر من تفاخر مىكنى؟ آيا به جنگى كه آن را اراده كرديم و پيروز شديم؟ يا به اميّهاى كه بر او غالب شديم؟ يا به عبدشمسى كه كفالت او را بر عهده گرفتيم؟!».
اين سخن را عبدالله بن جعفر در مقابل معاويه به يزيد گفت و معاويه به تفاخر وى اعتراف كرد و به يزيد دستور داد كه هيچ گاه با بنى هاشم مفاخره نكند؛ زيرا آنان افرادى هستند كه نسبت به گذشته خود جاهل نيستند.
عبدالمطّلب كه بعد از پدرش هاشم و پس از عمويش مطّلب،[٢] سيادت قريش را به دست گرفته بود، داراى سجايا و صفات اخلاقى ويژهاى بود كه به او شايستگى اين كار را مىداد. او پسر همان هاشمى بود كه مردم را به هنگام گرسنگى، سير كرده و به اين
[١] - الطبقات الكبرى، ابن سعد: ١/ ٧٨؛ سيره حلبيّه: ١/ ٤، شرح حال عبدالمطّلب.
[٢] - تاريخ يعقوبى: ١/ ٢٩٧، باب ولد اسماعيل بن ابراهيم.