در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ١٤٢ - منابع اثبات كفر ابوطالب
«اى برادرزادهام! اگر از اين نمىترسيدم كه بعد از من، تو و بنىعبدالمطّلب مورد سب و شتم قرار گيريد و اگر چنين نبود كه قريش گمان مىكردند به خاطر ترس از مرگ، شهادتين را گفتهام، هر آينه آن را مىگفتم. من آن را نمىگويم مگر به خاطر اين كه تو را خوشحال كنم».[١]
هنگامى كه ابوطالب به احتضار افتاد، عبّاس بن عبدالمطّلب مشاهده كرد كه ابوطالب لبهايش را تكان مىدهد و چيزى مىگويد. او گوشهايش را نزديك كرد. سپس رو به پيامبر كرد و گفت:
«اى برادرزادهام! همانا برادرم شهادتين را كه از او درخواست كرده بودى، گفت. رسولخدا (ص) فرمود: من از او نشنيدم!».[٢]
در اين جا معلوم مىشود كه او ايمان آورده بود ولى از ترس اين كه مشركان، پيامبر اكرم (ص) و مسلمانان را اذيّت كنند، ايمان خود را مخفى نگاه مىداشت.
با اين توضيحات، چگونه مىتوان قبول كرد كه ابوطالب، اسلام آوردن خودش را باعث شتم و آزار بنىعبدالمطّلب مىدانسته است، در حالى كه برادرزادهاش خود، پيامبر و دعوت كننده به اين دين بود و او هر گونه اذيّت و آزارى را در پشتيبانى از دعوت او تحمّل
[١] - سيره ابن هشام: ١/ ٤١٨، طمعالرسول فى اسلام ابى طالب.
[٢] - سيره ابن هشام: ١/ ٤١٨