در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٢٣ - ائمه دوازده گانه جوهره مفهوم مهدويت
شود، امّا برعكس، مىبينيم كه در نسلهاى بعدى كه مواجه با رنج و فشار نبودهاند، اين انديشه بيشتر رشد و توسعه يافته است.
تنها چيزى كه مىتوان ادّعا كرد اين است كه: فشارهاى سياسى و اجتماعى، باعث گرايش بيشتر به انديشه مهدويّت مىگردد، نه اين كه اصل و اساس آن را ايجاد مىكند.
در واقع، «دين»، تعبيرى كاملتر از حقايق انسانى است و «اسلام»، تعبير كاملترى از حقايق دينى و مدرسه اهل بيت (عليهم السلام) تعبير كاملتر از حقايق اسلامى است.
هنگامى كه اديان به انديشه ظهور منجى بشريّت تصريح مىكنند، در واقع به يك خواست درونى و فطرى بشر اشاره مىكنند و وقتى كه اسلام آن را به صورت كاملتر و جديدتر از اديان سابق، بيان مىكند، علاوه بر تأكيد به يك حقيقت غيبى، به اين خواست فطرى بشر تأكيد مى ورزد و هنگامى كه اهل بيت (عليهم السلام) با صراحت و تأكيد بيشترى به مهدويّت مىپردازند، در واقع به صورت كاملتر و واضحتر به اين حقيقت اسلامى اشاره مىكنند.
پس تفاوت مكتب اهل بيت (عليهم السلام) و مكتب خلفا در اين است كه: يكى آن را به صورت محدودتر و ديگرى آن را به صورت وسيعتر و كاملترى بيان مىكند و در اين حال، برخى گمان مىكنند كه مكتب اهل بيت (عليهم السلام) راه غلوّ و تندروى را در پيش گرفته است! و شايد سرّ اشتهار تشيّع به مهدويّت، اين پندار كه مهدويّت، انديشه اختصاص تشيّع است ومورد پذيرش همه مسلمانان نمى باشد، اين