گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٣٧ - تأثيرات انقلاب اسلامى ايران بر بيدارى اسلامى

مى‌دانيم و مى‌دانيد كه اينها به قدرت رسيدند، چيزى كه اگر سى و چهل سال پيش كسى توهم آن را هم به ذهن مى‌آورد، مورد استهزاء قرار مى‌گرفت.

لذا اين جريان عظيم اسلام‌خواهى مرز كشورهاى اسلامى را هم در نورديد و به اروپا و آمريكا منتقل شد و مسلمين كشورهاى اروپايى و آمريكايى احساس حيات مجدد و احساس هويت كردند. براى نخستين بار در تاريخ بود كه مسلمانان اروپا و آمريكا احساس كردند كه يك هويتى به نام هويت اسلامى دارند، ولى پيش از انقلاب اسلامى ايران، مسلمين اروپا و آمريكا به طور شرمگين اسلام خودشان را نگاه مى‌داشتند و اسلامى هم كه نگاه مى‌داشتند معمولًا اين اسلام منحصر به پيران و نسل قديم بود، نسل جديد مسلمانان اروپا و آمريكا، تمايلى به اسلام نداشت و نسل جديد آن جوامع، غالباً در جامعه اروپا و آمريكا ذوب مى‌شد و با همان فرهنگ و با همان گرايش‌ها تبديل به يك فردى كاملًا اروپايى و آمريكايى مى‌شد. در حالى كه بعد از انقلاب اسلامى، يك جريان عجيب اسلام‌گرايى هم در غرب شروع شد و مسلمان‌ها دوباره به اسلام برگشتند. تأسيس مراكز و مساجد در كشورهاى اروپايى به شكل عجيبى گسترش يافت.

اتفاق ديگرى كه رخ داد، جنبش ضد غرب بود. اين گرايشى كه به اسلام‌گرايى تعبير كرديم، گرايش و جنبه مثبتش اسلام‌خواهى بود و جنبه منفى‌اش، نفى فرهنگ بيگانه و خصوصاً نفى فرهنگ غرب بود؛ نفى فرهنگى كه اين فرهنگ، فرهنگى مسلط بر جهان بود و فرهنگ يك جريان غالبى بود كه اين جريان مدعى بود كه همه ارزش‌ها را اين جريان نمايندگى مى‌كند و