گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٤٦ - تأثيرات انقلاب اسلامى ايران بر بيدارى اسلامى
است. زنانشان نمىتوانستند باحجاب در دانشگاهها حضور پيدا بكنند. در ليبى ديدند كه شخص مستبد و ديكتاتورى مثل: قذافى، دستش در دست حاكمان غربى است و تمام نفت و امكانات ملت را مىبرد و ملّت همچنان فقير، عقبمانده و بىسواد هستند و دچار دهها مشكلاند، در حالى كه اجازه هيچ گونه تحرك سياسى و تحرك علمى، به مردم داده نمىشود، لذا شروع به اعتراض كردند. در اين آزمايش، دو حقيقت براى اين مردم به اثبات رسيد. يكى اينكه انقلاب اسلامى مثلًا شعار مىدهد كه آمريكا جنايتكار است يا خيرخواه ملتها نيست، درست است و ادعاهاى غرب در مورد حقوق بشر و حمايت از ملتها و خيرخواهى براى ملتها يا كمك به ملتها براى پيشرفت و همه اين شعارها دروغ است. اگر اوباما به مصر مىآيد و مىگويد كه ما دوست مسلمين هستيم، او دروغ مىگويد و اگر جورج بوش مىگفت كه ما مىخواهيم حقوق بشر را در دنيا پياده بكنيم دروغ مىگفت. حكّام فرانسه، انگليس و آلمان هم درباره طرفدارى از آزادى و حقوق بشر دروغ مىگويند. پس بنابر اين ابتدا راستگويى انقلاب اسلامى ثابت شد و بعد دروغگويى رهبران غرب، رهبران اروپا و آمريكا بر مردم آشكار شد. رسيدن مردم به اين حقايق، طى اين سىسال براى مردم جا افتاد؛ لذا مردم كشورهاى اسلامى منتظر يك جرقه بودند و آنچه كه در تونس حادثه خودكشى آن جوان تونسى اتفاق افتاد، جرقهاى بود كه اين آتش را شعلهورتر كرد. بادى وزيد و خاكستر زير اين آتش نهفته را كنار زد و اين شلعه نهفته تبديل به يك تندباد و طوفان شد، تبديل به يك جريان سازنده جديد و نابود كننده استبداد و آزاد كننده ملتها