گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٢٩ - تأثير امام خمينى (قدس سره) بر جهان معاصر
نيست. قائلين به اين نظريه مىگفتند مگر مىشود نظام شاه كه داراى استحكامات و تشكيلات، پنج دستگاه اطلاعاتى، ارتش قوى و گارد جاويدان است و در همه اركان جامعه ايران نفوذ دارد را نابود كرد؟ در آن جلسه اكثر كسانى كه حضور داشتند مىگفتند: امكان تغيير نظام و واژگونى شاه وجود ندارد. بلكه بايد شعار قانون اساسى را بلند كنيم و بگوييم شاه سلطنت كند و در حكومت دخالت نكند و به عنوان يك مقام تشريفاتى قائل شده بودند. آنها چنين شعارى را عملى مىدانستند. آن نظريهاى كه بيشتر حاضران شايد نودوپنج درصد آنان به آن معتقد بودند، نظريه دوم بود كه غالب بر افكار سياسيون جامعه ما بود.
همين حالت در همه كشورهاى اسلامى حاكم بود. در مصر چه كسى باور مىكرد كه بشود رژيم مبارك را سرنگون كرد!؟ و همينطور رژيمهاى بنعلى و قذافى را!؟ لذا اين اميد در جوامع اسلامى به وجود آمد كه مىتوان و مىشود نظامها را عوض كرد و مىشود مستكبران را از عرش قدرت به زير آورد. اين اميد را انقلاب اسلامى ايران در دل تودههاى مردم به وجود آورد.
دومين تأثير انقلاب اسلامى و تفكر امام (قدس سره) بر بيدارى ملتها خصوصاً ملتهاى اسلامى اين بود كه بايد به عملكرد حاكمان نگاه كرد و ديد كه آنها چه كار مىكنند و چه ضرر و زيانى به جوامع وارد مىكنند. به بيان ديگر، بيدار كردن مردم نسبت به نقش منفى حاكمان مستكبر و اينكه آنان با در دست داشتن سرنوشت ما چگونه استقلال، فرهنگ و هويت ما را بر باد مىدهند. توجه عامه مردم به اين نقش منفى حاكمان مستكبر منشأ موضعگيرى عليه