گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٤٠ - تأثيرات انقلاب اسلامى ايران بر بيدارى اسلامى

تشيع، همان ايدئولوژى و تفكرى است كه موتور محرك اين انقلاب‌هاست؛ لذا از يك سو، وهابيت را عليه انقلاب تحريك كردند و از سوى ديگر، جريان‌هاى روشن‌فكرى داخل و خارج امثال: سروش و غير سروش را به شكلى ديگر عليه انقلاب برانگيختند؛ لذا يك جنگ فرهنگى و يك جنگ نرمى از دورن و از برون عليه انقلاب راه افتاد.

خصومت ديگرى كه اينها نسبت به انقلاب از خود نشان دادند، ايجاد جايگزين و آلترناتيو انقلاب در ميان ملت‌هاى اسلامى بود. غربيان وقتى كه مشاهده كردند كه به هر حال اين تحركى كه در جهان اتفاق افتاده است، يك نوع نهضت آزادى‌خواهى و اسلام‌خواهى از يك سو و نفى ارزش‌هاى غربى از سوى ديگر است تلاش كردند كه اين جريان را به شكلى مهار كنند و ديدند كه بهترين راه مهار اين جريان، ايجاد جريان‌هاى به ظاهر انقلابى است، جريان‌هايى كه ظاهر اين جريان‌ها با همان شعارهاى امام خمينى (قدس سره) و شعار انقلاب ظهور و بروز مى‌كنند، عليه آمريكا شعار مى‌دهد و آزادى ملت‌ها را شعار خودش قرار مى‌دهد، ولى در حقيقت و در باطنش، با آمريكا هماهنگ است و همان اهداف آمريكا را در منطقه دنبال مى‌كند كه بزرگترين هدفش، نابودى انقلاب اسلامى و جذب كشورهاى اسلامى و جوانان پرشور و انقلابى درون اين جريان منحرف جديد است. ما ديديم كه جريان القاعده، جريان طالبان و جريان‌هاى مشابه و حتى جريان حزب عدالت و توسعه تركيه، جريان‌هاى آلترناتيوى هستند كه با گرايش‌ها و ايده‌هاى مختلف در جهان اسلام، تأسيس شدند. به خاطر كنترل و مهار جريان انقلاب اسلامى، در شرق‌