گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٤٣ - تأثيرات انقلاب اسلامى ايران بر بيدارى اسلامى
جديد بيدارى و اسلامخواهى، تبديل به يك قطب عظيم اسلامخواهى شد. اين موج در شمال آفريقا، ليبى، تونس، يمن و همچنين كشورهاى خليج فارس از جمله در بحرين، گسترش يافت.
\* تحليل شما درباره اين موجهاى بيدارى و انقلابها چيست؟
الآن در شرايطى هستيم كه اين موج انقلاب، سهمگينتر از روز نخست است و گستردهتر از روز اول و به طور غير قابل مهار درآمده است. اين موج جديد از نوع انقلاب اسلامى است و با انقلاب اسلامى، پيوند همزادى دارد و به هيچ وجه نمىشود اين موج را از انقلاب جدا كرد. البته بايد انقلابيون اسلامى ايران وظايف خودشان را نسبت به اين موج و بيدارى اسلامى جديد كاملًا انجام دهند و به وظايفشان عمل كنند و بتوانند خودشان را با اين موج كاملًا همراه كنند تا بتوانند اين موج را به طور كامل در مسير اهداف اصلى انقلاب كه اهداف همين بيدارى اسلامى هم هست هدايت بكنند وگرنه، مهار اين موج جديد به وسيله حكّام غرب و حكّام عرب ممكن خواهد بود.
\* سابقه تاريخى و شكلگيرى و روى كار آمدن اين جريانهاى اسلامگرا و تأثير انقلاب اسلامى بر بازگشت مردم به هويت اسلامخواهى، درست است؛ اما الآن فاصله زيادى بعد از پيروزى انقلاب ما و انقلاب كشورهاى عربى است، بيش از سه دهه، سى و سه سال، علت اين وقفه را در چه مىدانيد و آيا با وجود اين وقفه سه دهها ى، مىتوان مدعى تأثيرات انقلاب اسلامى بر انقلابهاى اخير شد؟
بنده معتقدم كه آنچه در اين سه دهه اتفاق افتاد، وجدان مردم را بر حقانيت اهداف انقلاب بيدار كرد. در داخل كشور، امام خمينى (قدس سره) و شبكه شاگردان و پيروانشان، حوزه علميه قم و ساير حوزههاى علميه و روشنفكران و دانشگاهيان پيرو امام (قدس سره)، دهها سال روى مردم ايران كار كرده بودند تا مردم ايران به اين بلوغ سياسى رسيدند و انقلاب به ثمر رسيد. به ثمر رسيدن حادثه انقلاب چيزى نبود كه در طى يك روز و دو روز، يك ماه و دو ماه و حتى يك