گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٥٥ - ضرورت تبيين اصل ولايت فقيه براى بيدارى اسلامى
«أيُّهَا النَّاسُ! إنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) قَالَ: مَنْ رَأى سُلْطَانَاً جَائِراً مُسْتَحِلَّا لِحُرَمِ اللهِ نَاكِثاً لِعَهْدِ اللهِ مُخَالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ، يَعْمَلُ فِي عِبَادِ اللهِ بِالإثم وَ العُدْوَانِ، فَلَمْ يُغَيِّرْ عَلَيْهِ بِفِعْلٍ وَ لَا قَوْلٍ، كَانَ حَقّاً عَلَى اللهِ أنْ يُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ»[١]
به روشنى بر وجوب خروج برحكومت جائر و برپايى حكومت عدل دلالت دارد.
فقها به استناد اين روايت و روايات بسيار ديگرى و همچنين به استناد آيات قرآنى متعددى نظير: (لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا)[٢] هم قائل به حرمت ولايت جائر و هم قائل به وجوب خروج بر حكومت جائر شدهاند. اين يك اصل بنيادين براى بيدارى اسلامى جديد است و اساساً بيدارى اسلامى جديد مبناى آن عدم تحمل حكومت جائر است. اين مبنا در هيچ يك از مذاهب ديگر به اين شكل وجود ندارد. اين مبنا، مبنايى است كه از فقه جعفرى جوشيده و از معارف اهل بيت (ع) ريشه گرفته است.
اصل دوم: كه در فقه جعفرى بيش از فقه ساير مذاهب به آن پرداخته شده است، حرمت قبول ولايت كفّار و وجوب خروج بر ولايت كافر علاوه بر
[١] . بحارالانوار، ج ٧٨، ص ١٢٨.
[٢] . سوره هود: ١١٣.