گفتمان بيدارى اسلامى - اراکی، محسن - الصفحة ٣٦ - تأثيرات انقلاب اسلامى ايران بر بيدارى اسلامى
كشورهاى خاورميانه خصوصاً كشورهاى جنوب خليج فارس، نه تنها در سطح حكام، بلكه در سطح جامعه، اسمى از اسلام نبود و اگر بود آن هم به ندرت در مساجد و در زواياى خانهها و مساجد بود. آن هم مساجد بسيار محدود. وقتى انقلاب اسلامى پيروز شد و بمبى را كه امام خمينى (قدس سره) در جهان منفجر كرد بمب گرايش به دين و گرايش به معنويت يك سرى از نتايج و بازتابهاى اين اتفاق موج اسلامگرايى بود. بايد گفت اين اتفاق بزرگ بيش از موج بود، بلكه يك جريان ممتد و مستمر و فراگير اسلامخواهى و اسلامگرايى بود، به گونهاى كه حاكمان كشورهاى اسلامى بالاخص حاكمان كشورهاى جنوب خليج فارس، كه هيچگاه دمى از اسلام نمىزدند همه اينها مدعى اسلام شدند. از حكام عربستان سعودى گرفته تا حكام امارات و قطر و مصر و تا آنجايى كه صدامى كه هيچگاه دم از اسلام نمىزد و اصلًا با اسلام، حتى آن اسلام سنّىاش كاملًا مخالف بود و اصولًا بنياد تفكر حزب بعث، حذف اسلام از صحنه جامعه بود به عنوان يك رهبر اسلامى و اسلامخواه، نام اسلام را بر زبان جارى مىكرد و تا آنجا پيش رفت كه واژه مقدس «الله اكبر» را در دوران صدام بر پرچم عراق حك كرد. اگرچه اين عمل يك عمل فريبكارانه و رياكارانهاى بود، اما حاكى از اين بود كه اين جريان جديد، صدام را هم وادار كرده است كه به شكلى خودش را با اين جريان جديد همراه بكند. در تركيه احزاب اسلامى جان گرفتند و آغاز كردند و در شرايطى كه دهها سال بود كه كسى در تركيه نمىتوانست دم از اسلام بزند، احزاب اسلامى در آنجا شروع به فعاليت كردند و فعاليتشان گسترش يافت تا جايى كه همه