عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٧ - ٤٦ رابطه روح و بدن
خب حالا ارتباط اين درجات با مراتب سنگين و سبك خواب به چه اندازه است؟ و كم و كيف آنرا نمى دانيم، يا حداقل نويسنده و هم مرتبه گان او نميدانند.
٤- عين همين سؤالها در مورد بيهوشى و اغماء در اثر استعمال موادمخدر يا روشهاى دكتوران در موقع عمل و جراحى[١] و يا تصادم و نظاير آنها كه اتفاق مى افتد، جارى مى شود چگونه ارتباط روح با موضعى از بدن يا با تمام آن قطع مى شود، چرا استعمال مواد تخديرى در مواقع عمليات ارتباط روح با بدن را تضعيف مى كند و روح از بريدن و پاره كردن پاره اى از اعضاى بدن احساس درد و الم نميكند؟!
بحث از وجود روح و تصرف روح از دايره علوم تجربى بيرون و در انحصار عقل و فلسفه است ولى ترقى علوم به طور ناخواسته به مسايل عقلى به طور غيرمستقيم كمك مى تواند، آيا مى شود كه در انتظار پيشرفت علوم تجربى براى حل پاره اى از مشكلات فوق بود؟
به نظر ناقص نگارنده انتظار حل مشكلات فوق از فلسفه هرچند غيرممكن نيست، چه احتمال مى رود نابغه و متفكرى بالاتر از ابوعلى سينا و فارابى و ملا صدرادر فلسفه پيدا شود و نظرياتش راهگشاى عده اى از مشكلات گردد ولى چندان دلگرم كننده نيست (وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا).
در پايان اين بحث (ندانم ها) خوانندگان اين كتاب خود را به مطالعه كتاب ديگر خود (روح از نظر دين و عقل و علم روحى جديد) سفارش مى كنم[٢]، ولى به آنان همين الان مى گويم مطالعه آن كتاب همانند داخل شدن در
[١] . بيهوشى براى جراحى گاهى موضعى است و گاهى عمومى كه انسان به طور كلى بيهوش مى شود.
[٢] . در آخر اين كتاب اصل وجود روح از نظر علم، توسط يك دانشمند( احتمالا بى دين) به طور قطعى ثابت شده است.