عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٤ - ٥٨ تفسير پاره اى از آيات مشكله
عرضه و إبا و اشفاق (ترسيدن) بر نوعى توسعه و زبان حال حمل مى شود، كه بازهم مخالف ظاهر است.
سوم) مهم ترين مشكله نزد مفسرين و محققين جمله اخير مى باشد كه يك نوع تعليل است، انسان كه قهرمان اين صحنه بود وبار امانت را به دوش كشيد مستحق جايزه و ستايش بود پس چرا به عنوان بسيار ستمگر و نادان مذمت شد؟ نگارنده هم مانند جمعى در اين مورد سرگردان بود! ولى فعلا تصور مى كند؛ مى شود مشكله را به اين نحو حل نمود كه جمله مذكور براى مدح و ذم ريخته نشده بلكه ضرورت حمل انسان را بيان مى دارد، يعنى انسان اين بار امانت را براى تفريح (مثلا) بدوش نكشيد بلكه مجبور بود كه براى ازاله نادانى و ستمگرى خود آنرا بردارد تا از حالت بد خود بيرون برود، و از اينجا روشن مى شود كه مناسب است همه معانى محتمله در امانت را كه قبلا بر شمرديم اختيار كنيم كه دواى مرض جهل و ستمگرى اوست. بلى انسان منهاى دين، ستمگر و نادان است و اين حقيقت قبلا در قرن هاى گذشته و فعلا در قرن بيست ويكم به چشم سر و به قلب و عقل مشاهده شده و مى شود.
ب- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ (حجرات/ ١٢)؛ اى مومنين از بسيارى از گمانها اجتناب كنيد زيرا
بعضى گمانها إثم است (وگناه).
ظن و گمان به مردم دو گونه است، ظن به خوبيهاى مومنين و ظن به بديهاى آنان. مسلما گمان خوب به مومنان صفت يا كار خوب است و قابل نهى نيست، پس مراد از بسيارى گمانها كه مومنين بايد از آنها