عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٩ - ٤٥ توضيحى درباره فطرت
زمين را آفريده است؟ (به زبان فطرت و وجدان و نهاد و سرشت خود) مى گويند خدا!!!
٤٥. توضيحى درباره فطرت
هرچيز كه لازمه آفرينش يك موجود باشد، آن را فطرى آن موجود مگوييم، مثلا از لازمه خلقت انسان علاقه به كمال و همسر و فرزندان و
پدرومادر و ساير ملايمات طبع اوست[١] ...
بنا براين فطريات چه از نظر زمان و چه از نظر افراد، ولو با تفاوت درجه، بايد عموميت داشته باشد، وگرنه عوارضى است كه در اثر علل مختلف خود، بوجود آمده است و فطريات نخواهد بود. بعيد نيست كه انسان احتمالا جن و پاره اى از موجودات ديگر در كهكشانها- دو چيز فطرى نسبت به آفريدگار خود دارند:
١- گرايش پرستش او كه در تمام ادوار تاريخ انسانى مظاهر آن به چشم مى خورد، گو اينكه در تشخيص آفريدگار به خطار رفته باشد.
٢- شناخت خداوند به يك مرحله ضعيف، منتهى هردو امر مذكور به يك اصطلاح فطرى اگاهانه نيست و گاهى در اثر تلقين مخفى مى گردد، ولى اگر تلقين يا تعليم بر وفق آن دو صورت گيرد، زمينه را براى سهولت دسترسى آگاهانه به معرفت عقلى و عبادت آگاهانه خداوند فراهم مى سازد.
[١] . اين تعريف، فطريات را درباره حيوانات نيز تعميم مى دهد، گاهى فطريات را بر خواص مشترك انسانها در مقابل غرايز كه خواص مشترك حيوانات است و نيز در مقابل طبيعت كه خواص مشترك موجودات مادى است اطلاق مى كنند.