عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠ - ٤٢ توحيد و فطرت
١- دوام اعتقاد مذهبى و ايمان به خدا در طول تاريخ پرماجراى بشر خود نشانه اى بر فطرى بودن آن است، چرا كه اگر عادت بود نه جنبه عمومى و همگانى داشت، نه دائمى و هميشگى بود، اين عموميت و جاودانگى آن دليلى است بر اينكه ريشه كه فطرى دارد.
مورخان بزرگ مى گويند: تا آنجا كه تاريخ بشر را بررسى كرده اند، و تا آنجا كه دسترسى به دوران قبل از تاريخ دارند، هرگز «لادينى» را جز به صورت يك استثناء در جوامع انسانى نديده اند.
«ويل دورانت» مورخ معروف معاصر مى گويد:
«اگر دين را به معنى «پرستش نيروهاى برتر از طبيعت» تعريف كنيم از همان ابتداى بحث بايد اين نكته را به نظر بگيريم كه بعضى از اقوام ابتدائى ظاهرا هيچ گونه دينى نداشته اند» .... سپس بعد از نمونه هائى براى اين موضوع، چنين ادامه مى دهد: با وجود اينها، نمونه هايى كه ذكر شد جزء «حالات نادر» است، اين اعتقاد كهن كه «دين نمودى است كه عموم افراد بشر را شامل مى شود» با حقيقت وفق مى دهد ...». سپس اضافه مى كند: اين قضيه در نظر فيلسوف يكى از قضاياى اساسى تاريخ و روانشناسى به شمار مى رود، به اين نكته قانع نمى شود كه همه اديان از مطالب لغو و باطل آكنده است، بلكه به اين مسأله توجه دارد كه دين از قديم الايام با تاريخ بشر همراه بوده است ...».