عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥١ - ٤٦ رابطه روح و بدن
تشبيه علاقه تدبيرى روح به بدن به علاقه رئيس جمهور به كشورش تشبيه بسيار ناقص و ابتدايى است. و با كمال تعجب سوالات مهم مربوط به اين موضوع لاينحل باقى مانده است كه نه فلسفه به جواب آنها توانايى دارد و نه علوم طبيعى، و نه دين به آنها پاسخ گفته است، و روى هر مصلحتى كه بوده دين در اين مورد سكوت نموده است.
پاره اى از اين سوالات به قرار زير است:
١- آيا روح از بدن فيزيكى پيدا مى شود همانند ميوه درخت كه از درخت پيدا مى شود، يعنى روح جسمانى الحدوث است كه در بقاء از ماده مجرد مى شود، يا روح از اول مجرد بوده و حتى دوهزار سال قبل از بدن، خداوند آن را آفريده است كه در پاره اى از احاديث معتبرالسند آمده است.[١]
نظريه اول از فيلسوف شهير ملاصدراى شيرازى در اسفار است و جمعى كه بعدا او را پيروى كرده اند. و نظريه دوم از جمع ديگر از فلاسفه نقل شده است. شايد نظر دوم ارجح باشد، ولى اين قول آيا مستلزم تناسخ باطل و محال نيست، بحث، مشكل ديگرى دارد.
٢- روح چه جسم لطيف و چه موجود مجرد، چه جسمانى الحدوث[٢] و چه از ابتداء مجرد چرا از حالات بدن متأثر مى شود. مثلا از تصادم با جسم خشن ديگر متألّم و دردناك و از تماس با جسم نرم و ملايم لذت مى برد.
[١] . روايات متواتر نيست تا قطعى باشد و بدون دليل هم نمى شود كه آنها را تأويل برد.
[٢] . دانشمند بزرگوار شهيد سيد باقرصدر مى گويد وقتى روح را جسمانى الحدوث و ثمره جسم بدانيم كيفيت رابطه روح و بدن هم تا حدى به دست مى آيد. ولى نگارنده اين ادعا را روشن نمى داند.