عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٥ - ٥٨ تفسير پاره اى از آيات مشكله
اجتناب و دورى گزينند، گمانهاى بد است، و در فقه نيز گمان بد به مومنين حرام شمرده شده است.
در يك حديث صحيح مى خوانيم: هركس برادر مومن خود را متهم كند ايمان در دلش نابود مى شود همانگونه كه نمك در آب از بين ميرود. اشكالى كه در فهم آيه وجود دارد اين است كه عبارت آخر آيه بايد چنين مى بود: «انه اثم»، يعنى از ظنون بد دورى كنيد كه ظنون مذكور اثم (گناه) است، در حاليكه آيه مى فرمايد كه بعضى از گمانها اثم است، و مسلما اين بعض عين كثير مذكور در آيه نيست وظهور در مخالفت با كثير دارد، بنابراين معناى آيه اين مى شود كه پاره اى از گمانها اثم است نه كثير از آنها، و در اين موقع اين سوال مشكل بوجود مى آيد كه چرا امر به اجتناب از كثير تعلق گرفته است؟
نمى شود كه تكليف به چيزى كه مصلحت مهم يا مفسده مهم نداشته باشد تعلق گيرد. و نيز معناى كثير و بعضى مجمل است.
جواب اين اشكال به نظر من اين است كه گمانهاى بد به مردم بر دوگونه است: يا مطابق واقع است و صحيح و يا مخالف واقع و اشتباه، قسم دومى اثم است كه انسان به مومنين گمان بد كند كه مثلا فلان دزدى كرده و فلان شراب خور است و فلان دروغگو. در حاليكه چنين نبوده و او بيخود گمان بد نموده است، قسم اول اثم نيست و گمان مطابق واقعيت خارجى بوده است.
قرآن مى گويد از مطلق گمان بد اجتناب كنيد تا به مفسده (اثم) مبتلا نشويد، زيرا شما نمى دانيد كه كدام گمان مطابق واقع است و كدام مخالف واقع؟ از باب احتياط هم كه شده برشما واجب است از همه گمان هاى بد دورى كنيد بدين ترتيب مشكله حل مى شود.