عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٨ - ٨٣ فطرى بودن توانايى تكلم در انسان مورد تأييد قرار گرفت
وانديشمندان در فرهنگهاى مختلف را به خود جلب كرده بود. در نظر پيروان اديان ابراهيمى كه معتقدند خالق زمين و آسمانها با تعاليم اسما به آدم در حقيقت توانايى تكلم و تعلق را به او اعطا كرده، زبان و قابليتهاى زبانى امرى فطرى شمرده مى شود. در حالى كه گروهى ديگر نيز توانايى بر فراگيرى و كاربرد زبان را امرى اجتماعى و محصول تطور آدمى در جامعه به شمار مى آورند.
در ميان زبان شناسان جديد، چامسكى متفكر سرشناس آمريكايى در دهه ١٣٣٠ ش. نظريه تازه اى داير بر فطرى بودن زبان پيشنهاد كرد كه با همه نظريه هاى مرسوم در جامعه زبان شناسان و فيلسوفان زبان در تعارض بود. چامسكى با توجه به توانايى شگرف كودكان خردسال براى فراگيرى زبانهاى مختلف در سنين اوليه عمر بر اين نكته انگشت گذاشت كه صرف نظر از تنوع و تفاوت چشمگيرى كه در ميان زبانها و لهجه هاى اقوام مختلف در دنيا وجود دارد بايد يك نوع استعداد گرامرى و زبانى در ميان همه آدميان مشترك باشد و انسانها با استفاده از همين استعداد مشترك است كه قادرند در سنين پايين زبانهاى متعدد و مختلفى را به طور همزمان فراگيرند. به نوشته ماهانه علمى «ساينتيفيك امريكن» و نشريه تايمز، تولد يك زبان تازه در ميان گروهى از كودكان ناشنوا در نيكاراگوا دليل تازه و قدرتمندى را در تأييد ديدگاه چامسكى كه هنوز نيز با مخالفت بسيارى از زبان شناسان روبروست فراهم آورده است.
در نيكاراگوا ساندنيستها در يكى از نخستين اقدامات خود مدرسه اى براى كودكان ناشنوا تأسيس كردند اما معلمان اين مدرسه هيچ تجربه اى در الفبا و زبان مخصوص كودكان كرولال كه با كمك علائم، تكلم