عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٢ - ١٣٧ آى مردم!
على زنده مى بود من به جوانان اروپا مى گفتم بالاى ريگهاى گرم مسجد كوفه بنشينند و از او كسب فيض و كمال كنند.)
مؤلف: على (ع) يكى از پيروان و شاگردان آنحضرت (ص) بود كه مى گفت:
أنا عبد من عبيد محمد (ص)؛
من نوكرى از نوكران محمد ميباشم.[١] من در نوجوانى كتابى را به فارسى به نام «محمد در نظر ديگران» ديدم كه مؤلف ايرانى آن تعريفات و تقديرات و مدايح دانشمندان غربى و غير مسلمان را درباره آنحضرت (ص) نقل كرده بود، خواننده براى مزيد معرفت حتما آن كتاب را بدست آورده و مطالعه نمايد. ما بايدبه وجودمبارك او افتخار كنيم وبه دستورات او عمل نماييم.
١٣٧ آى مردم!
|
آى مردم! مگذاريد كه شب تار شود |
بين مهتاب و شما شب پره ديوار شود |
|
|
سايه بوم بلا دفع كنيد از درو بام |
تا ازين پنجره ها صبح پديدار شود |
|
|
در چنين ظلمت سنگين و هراس آور عصر |
چاره اين است كه خورشيد علمدار شود |
|
|
تا افقهاى مه آلود چراغان گردد |
بستر تيره اين خاك پرانوار شود |
|
[١] . سند اين روايت معتبر و در اصول كافى مذكور است.