عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٧ - ٥٩ مشكلاتى در شكل اول منطق
زيرا تقدير (ونه ماه به خورشيد مى رسد) و تقدير (و نه خورشيد به ماه ميرسد) خلاف ظاهر است.[١]
د- يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ؛ خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل مى كند. در مجموع كره زمين طلوع و زوال و غروب در بيست و چهار ساعت ادامه دارد
مشكله اين است كه شب و روز از حركت وضعى زمين كروى درمقابل خورشيد به دست مى آيد، نه شب در روز داخل مى شود و نه روز در شب، بلكه اين ادخال محال است، بلى ممكن است مراد از ايلاج و ادخال يكى در ديگرى اين باشد كه اجزاى زمين كره اى از تاريكى به روشنايى و از روشنايى به تاريكى به طور تدريجى داخل مى گردد ولى اين معنا هرچند صحيح و معقول است، باز تأويل است و تأويل دليل شرعى ميخواهد، بلى مى شود بگوييم تأويل مذكور مدلل است و دليل عقلى براى آن مفيد نيست كه اشكال مهمى بر آن وارد مى آيد چون شب و روز از طلوع و غروب برگستره زمين پيدا مى شود.
٥٩. مشكلاتى در شكل اول منطق
الانسان وحده ضاحك و كل ضاحك حيوان، فالانسان وحده حيوان.
صغرى و كبراى اين شكل اول منطق قطعا صحيح است، ولى نتيجه آن قطعا باطل است. زيرا انسان تنها حيوان نيست، بلكه حيوان مصاديق زيادى دارد.
[١] . اصل عدم تقدير در كلام است.