عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٦ - ٤٦ رابطه روح و بدن
حال كه از سوالات فرعى فارغ شديم بر مى گرديم به بقيه سوالات اصلى:
٣- مسلما علاقه تدبيرى روح به بدن در حالت خواب، نه به طور كامل برقرار است و نه به طور كامل قطع شده است چون مرده غير از خوابيده است. سوال مهم اين است كه علت فيزيكى خواب چيست[١] و عامل روحانى آن چگونه است؟ ارتباط روح به بدن تا چه اندازه و بوسيله چه اجزايى از بدن قطع مى شود، درجات ارتباط روح با بدن چه از نظر عقلى و چه از نظر فيزيكى و كيميايى (شيميايى) و بيالوژى هنوز مشخص نيست، معلوم است خواب سبك و سنگين از خود مراتبى دارد و اين مراتب ظاهرا تابع درجات شديد و خفيف اتصال روح و بدن است كه بعيد نيست فعل و انفعالات اعضا و اجزاى بدن هم در آن تاثير داشته باشد،
[١] . در علت خواب اقوالى وجود دارد:
١- خواب نتيجه انتقال خون زياد از مغز به اجزاى ديگر بدن است.
٢- فعاليتهاى جسمانى سبب جمع شدن مواد زهرى خاص در بدن مى شود و همين امر بر سيستم عصبى اثر مى گذارد و حالت خواب را بوجود مى آورد.
٣- دستگاه فعال عصبى مخصوصى كه در درون مغز است و مبدأ حركات مستمر اعضاء مى باشد در اثر خستگى زياد تعطيل و خاموش مى شود.( اولى علت فيزيكى، دومى علت كيميايى( شيميايى) و سومى علت عصبى)
در اينكه يكى از عوامل و همه آنها سبب ضعف علاقه روح به بدن مى شود دليل قناعت كنندهاى اقامه نشده، ولى به هرحال مسلما خواب معلول ضعف اتصال روح به بدن است و هيچ شكى نيست كه مى شود علل فوق همه يا بعضى از آنها و يا يك علت ديگر مادى عامل تعضيف اتصال روح به بدن باشد.