عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣ - ٤٢ توحيد و فطرت
تعبير آنها «قدسى» و «يزدانى» است، و گاه بعد مذهبى را سرچشمه ابعاد سه گانه ديگر يعنى بعد «راستى» علم و «نيكويى» و «زيبايى» دانسته اند. آنها مى گويند انگيزه هاى اصولى و اساسى روح آدمى به شرح زير است:
١- «حس راستى» كه سرچشمه انواع علوم و دانشها و انگيزه كنجكاوى مستمر و پيگير در شناخت جهان هستى است.
٢- «حس نيكوئى» كه انسان را به سوى مفاهيم اخلاقى همچون عدالت و شهامت و فداكارى و مانند آن جذب مى كند، حتى اگر انسان خود داراى اين صفات نباشد به قهرمانان اين صفات عشق مى ورزد، و اين نشان ميدهد كه عشق به نيكى در ريشه هاى جان نهفته است.
٣- «حس زيبائى» كه انسان را به سوى هنرهاى اصيل، زيبائيها، ادبيات و مسائل ذوقى جذب ميكند، و گاهگاهى سرچشمه تحولاتى در زندگى فرد و جامعه مى شود.
٤. «حس مذهبى» يعنى ايمان به يك مبدأ متعالى و پرستش و نيايش او. در مقاله اى كه «كوونتايم» در اين زمينه نگاشته؛ چنين ميخوانيم: «روانشناسى به وسيله جستجو به روان نا آگاه بشر كه توسط «فرويد» شروع و به كمك «آدلر» و «يونگ» ادامه يافت در اعماق روح انسان به عالم تازه اى از قواى مستور و انحاء درك و معرفت وراء عقل رسيده است كه ممكن است يكى از كليدهاى حل معماى «حس دينى» شود.
هرچند در اين باره هنوز از اتفاق نظر دوريم، اما با اين حال هم اكنون يك جريان فكرى وجود دارد كه روز به روز تعداد بيشترى از متفكران را از مكتبهاى گوناگون به تعريفى همانند آنچه ذيلا مى آوريم معتقد مى سازد: