عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٤ - ٤٢ توحيد و فطرت
«حس دينى يكى از عناصر اوليه و ثابت و طبيعى روح انسانى است. اصلى ترين و ماهوى ترين قسمت آن، به هيچ يك از رويدادهاى ديگر قابل تطبيق نيست بلكه يكى از چشمه هاى آن از ژرفاى روان ناخودآگاه فوران ميكند، و نسبت به مفاهيم زيبائى و نيكى و راستى، «مفهوم دينى» يا به طور صحيح تر «مفهوم مقدس» مقوله يا بعد چهارمى است كه داراى همان اصالت و استقلال سه مفهوم ديگر است.»[١]
و نيز ترجمه و اقتباسى كه از مقاله محققانه «تاندكى دو- كينتين» شده چنين مى خوانيم: «همانگونه كه يكى از مزاياى عصر حاضر است كه درعالم طبيعت بعد چهارمى به نام زمان يا جايگاه كشف كنند كه از سه بعد فضائى مشخص و در عين حال جامع آن سه بعد است، همچنين در اين عصر به موازات سه مفهوم زيبايى، نيكويى و راستى، مقوله چهارم قدسى يا يزدانى كه در حقيقت بعد چهارم روح انسانى است دوباره كشف گرديده، در اين مقام نيز اين بعد چهارم روحى از سه مفهوم ديگر مجزا است، و ممكن است منشأ توليد سه بعد ديگر بوده باشد.»[٢]
٤- پناه بردن انسان در شدايد و سختيها به يك نيروى مرموز ماوراى طبعيت و تقاضاى حل مشكلات و فرونشستن طوفانهاى سخت زندگى از درگاه او، نيز گواه ديگرى بر اصالت اين جاذبه درونى و الهام فطرى است كه به انضمام ساير شواهدى كه گفتيم، مى تواند ما را به وجود
[١] . به مقاله« كوونتايم» ترجمه مهندس بيانى در كتاب« حس مذهبى يا بعد چهارم روح انسانى» مراجعه شود.
[٢] . همان مدرك، چاپ دوم مراجعه شود