عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨ - ١٧ جهان بينى قرآن در ١٥ قرن قبل
بعدها فلسفه و عرفان از راه تجسم عمل و علوم از راه تبدل ماده به انرژى و تبديل انرژى به ماده به همين نتيجه رسيد.
٥. جهان قديم نيست و اول دارد ولى آخر ندارد، آيات و روايات جزء و انفجار عظيم اول را ثابت مى دارد و خلود در جهنم، ابديت جزء دوم را بيان مى كند. جزء اول را قانون دوم ترموديناميك (بخش حرارت) نيز ثابت مى دارد
٦. در تكوين و تشريع حق وجود دارد و باطل رفتنى است. جاء الحق و ذهق الباطل ان الباطل كان ذهوقا.
٧. رفتن انسان به كرات ديگر ممكن است، اسلام دين عصر فضا است. معراج پيامبر اسلام (ص) فرضيه هيئت بطلميوسى را باطل نمود.[١]
[١] . بر معراج ايرادات علمى ديگرى شده است:
١- براى فرار از جاذبه زمين سرعت چهل هزار كيلومتر در ساعت لازم است.
٢- فقدان هوا در فضاى بيرون از جو زمين مانع زندگى انسان است.
٣- گرماى سوزنده آفتاب و سرماى كشنده اى در قسمتى كه آفتاب مستقيما ميتابد و قسمتى كه نمى تابد وجود دارد.
٤- اشعه خطرناكى مانند اشعه كيهانى و اشعه ماوراء بنفش و اشعه ايكس در بيرون جو زمين به طور فوق العاده است كه مرگبار وكشنده است براى ساكنين زمين وجود قشر هواى جو مانع از ضرر است.
٥- مشكل بى وزنى است كه اگر بدون مقدمه و تمرين آنجا برويم و حالت بى وزنى دست دهد، زندگى مشكل يا غير ممكن است.
جواب اين پنج اشكال اين است كه انسان براى دفع اين مشكلات از راه علم كم خود موفق شده و به فضا رفت و به قمر پياده شد. خداوند به هزار و يكراه ديگر قادر است اين مشكلات را براى رسول خود برطرف كند. مشكله مهم مشكل زمان است. علم امروز مى گويد سرعتى بالاتر از سرعت نور، حداقل ٣٠٠ هزار كيلومتر در ثانيه( وقولى ٩٠٠ هزار در ثانيه هم است) نيست وگرنه به نور تبديل مى شود و سرعت حركت آنحضرت در معراج ظاهرا از ميليونها كيلومتر در ثانيه بيشتر بوده است ولى خداوند قادر به همه چيز است و مسبب الاسباب است. اسبابى مقدور اوست كه ما نمى فهميم. به علاوه مستفاد از احاديثى كه در مورد براق وسيله نقليه فضايى- وارد شده، فهميده مى شود كه بسيار پيچيده بوده كه حيرت انگيز و بهت آور است. من همه آن روايات را در كتاب كوچك« حل شصت و شش سوال» خود آورده ام و خواننده اگر آن كتاب را پيدا نتواند به بحارالانوار، قسمت معراج رفتن آنحضرت( ص) مراجعه كند. و در قسمتى از فضا براق گويا- از كار افتاده و بوسيله فشار نور، ايشان را برده اند.« فزخّنى فى النور زخاً» و در برگشت از وسيله ديگرى بنام« رفرف» استفاده شده است! جمعى از دانشمندان مى گويند برخلاف نظريه انشتاين امواج جاذبه بدون نياز به زمان در آن واحد از يك سوى جهان به سوى ديگر آن مى روند و اثر مى گذارند و نيز محتمل دانسته شده كه در حركات گستردگى جهان كه در حال توسعه است و ستاره ها و منظومه ها به سرعت از هم دور مى شوند و منظومه هايى وجود دارند كه به سرعت بيشتر از سرعت نور از هم دور مى شوند.