دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ٧٩ - يك حديث
است و اگر صور كه معلوم بالذات است معلوم بالعرض كه خارجى است بالضرورة در ذهن منتفى است.
٣- شكى نيست كه خداوند علم به غيب را به انبياى خود وحى كرده است در قران مى خوانيم: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (الجن/ ٢٦- ٢٧) و به لحاظ احاديث شكى نيست كه به آنحضرت (ص) علوم زيادى از جانب خداوند داده شده كه او به على (ع) تعليم داده است.
«أنا مدينة العلم و علىٌّ بابها»
و امثال آنها كه در كتب اهل سنت وجود دارد ولى آيا به راستى مى شود اينها را علم به غيب ناميد؟ درحاليكه علم غيب براى مخلوق همانگونه كه گفتيم عقلًا محال است. حقيقت اين است كه علوم وحيانى انبياء و علوم الهامى و يا تعليمى از جانب انبياء علم به غيب حقيقى نيست بلكه اضافى است، يعنى معلومات انبياء و اولياء به قياس عموم مردم كه به آنان نه وحى شده و نه الهام علم غيب گفته مى شود ولى بالقياس به خود انبياء پس از وحى و به خود اولياء پس الهام و تعليم انبياء علم به شهادت و شهود است. بلكه علم خداوند نيز به قياس مخلوقات علم به غيب است و بالقياس به خود ذات احديت كه علم لايتناهى دارد و خارج و برتر از علم حصولى و حضورى مى باشد علم مشهود است نه علم به غيب و كيفيت تعلق علم خدا به اشياء براى ما مجهول است و تنها خود خداوند (جل جلاله) مى داند. «تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ».
يك حديث: