دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ١٠٨ - شرك و واسطه
ايراد چهارم اينكه از آيه ١٨ سوره يونس فهميده مى شود كه ادعاى شفاعت امرى غير از عبادت است. وَ اللهُ المُوَفَّق.
شرك و واسطه
محمدبن عبدالوهاب در كشف الشبهات به نقل از ترجمه آن (ازاله شبهات) مى گويد: «ما هرگز انكار نمى كنيم از اينكه استغاثه به مخلوق در آنچه كه بر آن توان دارد جواز دارد و شرك نيست. هم در دنيا و هم در آخرت ... ما تنها منكر آن استغاثه ايم كه نزد قبرهاى اولياء و صلحا انجام مى دهند و يا درحال حيات و درغياب وياحضورشان درچيزهايى كه بجر خدا از قدرت ديگران بيرون است.»
مى گوييم: بنابراين استغاثه و استعانه از ارواح انبياء و اولياء هيچ اشكالى ندارد؛ زيرا به تصريح قرآن ارواح شهداء مرده نبوده، زندگانند و در پيشگاه خداوند روزى مى خورند و به نعمتهاى خداوند مسرور و شاد اند و به كسانيكه (هنوز) به آنان نپيوسته اند بشارت مى دهند كه بر شما خوف و حزنى نيست (ويا خود از اينكه بر دوستان آنان غم و ترسى نيست خوشحال هستند.) ارواح انبياى كرام و اولياى عظام بالاتر و قدرتمند از ارواح شهدا مى باشند و توانمندى شفاعت نزد خداوند را دارا مى باشند و بنا براين اشكالى ندارد. و اين مقام را خداوند به آنان داده است. بنابراين توسل به بتها و توسل به انبياء و اولياء دو فرق دارد:
١) كفار بتها را عبادت مى كردند وبه اين موضوع در قرآن مكررا اشاره شده است، وقبلًا دانستيم كه عبادت تذلّل دربرابركسى به قصد مربى