دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ١٠٥ - توضيح معناى«رب»
توضيح معناى «رب»
كلمه «رب» با اختلاف مضاف اليه آن، احتمالا بيشتر از نهصدوشصت مرتبه در قرآن مجيد استعمال
شده است. (دقت كنيد) و جمله «رَبِّ الْعالَمِينَ» به قولى ٤٢ بار ذكر شده و جمله «رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ» (انعام/ ١٦٤) و به كلمه «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» و به كلمه هاى «رَبُّ الْعَرْشِ» و «رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ و رَبُّ السَّماواتِ السَّبْعِ» و غيره نيز وارد شده است.
طبرسى در تفسير سوره فاتحه آورده كه «رب» چند معنى دارد: رئيس، مطاع، مالك، صاحب، (همراه) مربى و مصلح ...
او گفته رب از تربيت مشتق است.[١]
كلمه «رب» در چند مورد قرآن به معناى مجازى «رئيس» استعمال شده و كلمه «ارباب» در چهار جا به اعتقاد مشركين جمع بسته شده و در رب هاى خيالى و دروغين كفار استعمال شده است.
مفردات راغب (ترجمه فارسى): «رب» در اصل به معناى تربيت و پرورش است، يعنى ايجاد كردن حالتى پس از حالت ديگر تا به حد نهايى و كمال آن برسد.
پس «رب» مصدر است كه به طور استعاره بجاى فاعل به كار رفته است. بنابراين تذلل در برابر فردى اگر به انگيزه مربى و امور استعمال شود عبادت شمرده مى شود چه واقعا مربى باشد و يا به باور تذلل كننده به اشتباه مربى شمرده شود.
اولى عبادت واجب و يا مستحب است و دومى حرام و شرك آور.
بلى شرك در عبادت به شرك در تدبير بر مى گردد.
[١] . ظاهرا مراد اشتقاق اعم است، چون كلمه رب، مضاعف است و كلمه تربيت ناقص.