دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ١٩١ - فصل يازدهم پاسخ به اتهامات گلبدين حكمتيار
را بخواند و حق و باطل هرچه را ببيند نقل كند از گلبدين بهتر نخواهد بود. گلبدين سالها مشغول مسلمان كُشى و مجاهد كُشى در جنگهاى داخلى بود. او بر جبهات جمعيت اسلامى و اتحاد اسلامى و همه احزاب جهادى حمله برد. مجاهدين و قوماندانان احزاب جهادى را مى كشت و اسلحه آنان را مى برد. او آنقدر به احزاب جهادى ضرر رساند كه شايد نجيب و ببرك هم اين اندازه ضرر وارد نكرد. شما مى توانيد مظالم او را از مجددى و سياف رهبران احزاب كه فعلًا زنده هستند سؤال كنيد. او براى امارت خود از عقل و تدين خود دور شد.
«ياعلى» گفتن شيعه نه به اين معنى است كه كسى از على مدد بخواهد. شيعه ايمان دارد كه لاحول ولا قوة الابالله. مراد شيعه از خطاب به رسول خدا يا به على و يا به امام حسين عليهم السلام- تنها و تنها «استشفاع» است، كه ارواح مطهره آنان راكه به نص قرآن مجيد زنده هستند بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ ...- براى مدد و فيض گرفتن از خداوند جل جلاله واسطه قرار مى دهند همچنان كه خداوند استغفار رسول خود را در قرآن مجيد واسطه قبول استغفار ظالمين و معصيت كار و وسيله توبه منافقين قرار داده است.
پيامبران همه مورد استهزاى كفار بودند ما يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ- فقير بودند و از كمال مظلوميت شهيد شدند و قدرت ظاهرى نداشتند ولى درعين حال مورد «استشفاع» امت خود قرار مى گرفتند، و خداوند مطابق اراده حكيمانه خود گاهى شفاعت آنان را مى پذيرفت، مقام رضاى انبياء و اولياء به آنچه خداوند براى آنان اختيار كرده بود منافى با توانايى روحانى و كرامت ممتاز مرتبه نبوت و ولايت