دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ١٢٤ - فصل هفتم توحيد در عبادت(٢)
تعظيمى دليل شرعى داشته باشد، شرك نيست. كفار واسطه ها را به عنوان شفيع و نزديكى به خدا تعظيم مى كردند و چون اذن شرعى در اين مورد وجود نداشت عبادت غير خدا شمرده شده است.
٣- كفار واسطه ها را به عنوان خالق يا موثر در تدبير جهان تعظيم مى كردند منتها «الله» را از همه خدايان ديگر برتر و بالاتر مى دانستند و اينكه چرا خداى بزرگتر را تنها نمى پرستيدند و خدايان كوچك را مى پرستيدند؛ دليل خرافى شان اين بود كه ما كوچكتر ها را به واسطه اينكه وسايل نزديكى ما به خداى بزرگتر مى شود، مى پرستيم و به وسيله پرستش، اينان را شفيعان خود در قضاى حوايج به سوى خداى بزرگتر قرار مى دهيم و اين عمل به اتفاق همه مسلمين شرك است. و دليل بر اين احتمال استعمال لفظ عبادت (جمله مانعبدهم) در اين آيه است كه سابقا معناى آن ذكر شد و گفتم كه تواضع و تذلّل در مقابل به قصد ربوبيّت است و مهمتر كلمه اولياء است. اولياء جمع ولى است، ولى به معناى مباشر كار مى آيد. و حاكم و فرمانروا و دوست. و مؤيّد اين گفتار اين آيه مباركه نيز مى شود: «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ» (يونس/ ١٨). كفار چيزهايى غير از خدامى پرستيدند كه ضرر و نفعى به حال شان نداشتند و مى گفتند كه اينان شافعان ما نزد خداوند هستند. اگر كفار اعتقاد به تاثير بتها و غيره نمى داشتند لازم نبود قرآن نفع و ضرر آنها را انكار كند. به هرحال در اين شرك كفار از دو جهت است يكى كه بتها و غير بتها را سرپرست مسايل روزانه خود يعنى ربّ خود مى دانستند. دوم عبادت (تذلل در مقابل غير خدا به قصد ربوبيت) براى آنها مى كردند و هر كدام از اينها علت شرك است و وساطت سببيتى براى شرك ندارد و نه آيه مباركه بر