دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ١٩٩
عبادت غير خداوند در همه مذاهب اسلامى حرام و موجب شرك است، آنچه را كه از قرآن مجيد چنانچه در دو فصل ٦ و ٧ اين كتاب دانستيم؛ تذلل در برابر چيزى يا كسى به عنوان «رب» (خالق، رازق، مدبر، صحت دهنده، فرستنده باران و غيره) مى باشد. توسل و استشفاع و واسطه قرار دادن به عنوان عبد صالح نه بعنوان رب- هيچ ايرادى ندارد و صحيح است. چون عبادت شمرده نمى شود. خصوصا كه ارواح انبياء قدرت وساطت و شفاعت را دارند.
كفار قريش كه محكوم به شرك شدند اولا به اين دليل بوده، كه غير خداوند را اولياء و سرپرستان خود قرار داده بودند كه شرك در خالقيت و مؤثريت و تدبير است و ثانيا كه اين اولياء را به عنوان «رب» و مدبر كه از كلمه (ما نعبدهم إلا ...) استفاده مى شود مورد سؤال و استشفاع قرار داده بودند و عبادت غير خدا شرك در عبادت است. كه از آيه مباركه «وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى» عنصر سومى به نام واسطه و شفيعى كه نه ولى رب كوچك در حوادث روزمره- و نه عبادت شود، هرگز استفاده نمى شود تا اينكه توسل به او شرك و يا حرام باشد. و اين عنصر سوم دلبر اختراعى جهالت و يا ضلالت است. عصمنا الله منه. هر خواننده هوشمند تا چه رسد به دانشمند اگر در اين نوشته مختصر فكر كند تمام نوشته هاى شيخ مذكور در نظرش از اساس ويران و باطل مى شود. «كسراب بقيعة يحسبها الظمئان ماء ..» والحمدلله على هدايته لدينه والتوفيق لما دعا اليه من سبيله و الحمدلله الذى هدينا لهذا و ما كنا لنهتدى لولا أن هداناالله.