دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ١٣٥ - فصل هشتم وهابيت در ميزان نقد و تحقيق
اگر به شخص صالح زنده اى بگويد كه براى من در پيشگاه خداوند دعا كن عيبى ندارد چنانچه ياران پيامبر (ص) در حيات او از او التماس دعا مى كردند ولى پس از مرگ رسول هرگز و قطعا چنين سوالى از رسول الله نكرده ند[١] بلكه سلف صالح مردمى را كه نزد قبر رسول (ص) به پيش خدا دعا مى كردند تهديد كرده اند!!! اينان شبهه ديگرى هم دارند كه ابراهيم (ع) وقتى كه در آتش انداخته مى شد جبرئيل در هوا به او نزديك شد و گفت آيا حاجتى دارى؟ ابراهيم (ع) گفت به تو حاجتى ندارم. اگر استغاثه به غير خدا شرك مى بود هرگز جبرئيل (ع) آن را به ابراهيم تلقين نمى كرد، جواب اين است كه جبرئيل قدرت نجات ابراهيم (ع) را داشت، او شديدالقوى و سخت قدرتمند بود و قبلا گفته شد كه طلب از كسى كه قدرت كارى را داشته باشد ممنوع نيست. پس اين نوع استغاثه فرق دارد از استغاثه اى كه شرك صريح است!!![٢]
خواننده گرامى! تمامى آنچه در بالا خواندى تمام مطالب مهم كتاب «كشف الشبهات» شيخ وهابى ها بود كه با كمال دقت و امانت نقل شد و بقيه مطالب كتاب او يا تكرارى بود و يا غيرمهم و بى ارزش و مقصود
[١] . انكار قاطعانه او غلط و زورگويى است بلكه مخالف آثار است.
[٢] . از اين وهابى لجوج انتظار مى رفت كه قصه استغاثه مردم به انبياء( ع) را در قيامت و قصه جبرئيل و ابراهيم را از جمله متشابهات قلمداد كند ولى خداوند حق را بر زبانش جارى ساخته تا بر پيروان او حجت تمام شود« الحق ينطق منصفا و عنيدا.»
به هرحال جبرئيل ظاهرا- از طرف خدا نيامده بوده وگرنه ابراهيم( ع) او را جواب رد نمى داد، بلكه از طرف خود آمده بوده و شبهه مخالفين شيخ مذكور دليل معتبرى مى شود.( دقت كنيد)