دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ٦٥ - مرحله دوم در تفصيل نواقص اوراق مذكور
اصل معناى عبادت همان تذلل زياد در مقابل «ربّ» است. بت پرست ها به اين جهت مشرك شدند كه آنها را در امور روزمره خود سرپرست و ولى مى دانستند و به همين عنوان براى آنان قربانى و يا نذر مى كردند. مصاديق عبادت واجب در اسلام: وضو، غسل، تيمم، نمازهاى واجب و مستحب و روزه و زكات و خمس و حج و جهاد و امثال اينها مى باشد.
«فعل عبادى» آن است كه در صحت آن «قصدتقرب» شرط و چنانچه تقرب به خدا را نكند و يا قصد تقرب و قصد مدح خود را از عمل عبادى داشته باشد عبادت حرام و باطل است. بلى «ريا» در عبادات هم مبطل (باطل كننده) و هم حرام و از گناهان كبيره است.
فروعاتى در اينجا وجود دارد مثلًا آيا ريا در واجبات توصلى مانند تطهير بدن و لباس براى نماز حرام است يا نه و حرمت آن مخصوص به واجبات و مستحبات عبادى مى باشد كه بايد در فقه آنها را تحقيق نمود.
عبادى بودن نذر محل اختلاف است، به نظر ما دليلى بر آن وجود ندارد. نكته دقيق اينجا است كه نذر بدون بردن نام خدا و صيغه آن (از براى خدا برذمه من است/ لله علىّ) كه فلان كار خوب را انجام بدهم و اگر مريضم شفا يافت مسلمانان را اطعام كنم و امثال اين عبارتها. و اگر مانند جمعى از عوام الناس بگويد: نذر مى كنم اگر مريضم شفا يافت ده نفر را اطعام مى كنم اين نذر باطل است و چيزى بر نذر كننده در فرض شفاى مريض واجب نيست و اين مقدار (كه بايد نام خدا را ببرد) نذر را عبادى نمى تواند. عبادى عملى است كه به قصد تقرب به خدا و يا به قصد امتثال امر خداوند انجام دهد و در صحت نذر قصد قربت شرط نيست. مى شود كه فقط به قصد سلامتى مرض نذر كند.