دفاع مشروع ما - انجمن فرهنگ اسلامى - الصفحة ١٧٦ - اوج بدبختى نويسنده
معلول و نتيجه تلقين جاهلانه مدعيان علم به جاهلان ديگر مى باشد. و ده ها و يا صدها كتاب از جانب دانشمندان سنى و شيعه، در جواب آنان با دلايل معقول و شرعى نوشته شده كه آنان يا آنها را نمى خوانند و يا نمى فهمند و تنها كار آنان تكرار مكررات باطله خودشان است.[١]
نادانى سرچشمه همه گمراهى ها و بدبختى ها مى باشد. تفصيل كلام و بيان استدلال با اين دسته فايده اى ندارد، تنها چيزى كه انجمن تحقيق و تدوين به اين نويسنده و همقطاران وهابى او مى گويد اين است كه: شيعه در حقّ امامان اهلبيت نه در اعتقاد و نه در عمل، افراط نكرده اند شما به طرفدارى اموى ها در حقّ اهلبيت تفريط كرده ايد و اعتقاد اكثريّت اهل سنّت را در حق اهلبيت نپذيرفته ايد كه محبّت اهلبيت را جزء ايمان مى دانند.
١- شيعيان، امامان اهلبيت را اوصياء و خلفاى حضرت پيامبر اكرم (ص) و مبيّن شريعت او ميدانند كه آنحضرت فرموده است:
«الخُلَفاءَ بَعدى إثنى عَشَرَ كُلُّهُم مِن قُرَيشٍ»؛
جانشينان بعد از من دوازده تن هستند و همه شان از قريش مى باشند.
اين حديث تنها در صحيح مسلم هشت سند دارد و مسلم در صحيح خود مى گويد احاديث كتاب او متفق عليه مى باشد.
[١] . يك موضوع خطرناك ديگر در نوشته هاى مبتذل اين دسته اين است كه بين حرام و كفر فرقى نمى گذراند، وقتى يك عمل مطابق دليل شرعى حرام گردد، فاعل آن كافر و يا مشرك نمى شود و گرنه نود درصد مسلمانان بايد به عقيده اين دسته از اسلام خارج باشند، شما اگر در گفتار و نوشتار اين دسته دقت كنيد به همين نتيجه مى رسيد.