توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٦٢ - فصل سوم زيارت اموات چگونه است
٤- بيهقى در شعب الايمان و هندى در كنز العمال از انس روايت مىكنند كه آن حضرت (ص) فرمود: من زارنى بالمدينة محتسبا كنت له شهيدا او شفيعا يوم القيامة؛ هر كس مرا در مدينه زيارت كند براى خدا گواه يا شفيع او در قيامت مىباشم.
٥- ابو هريره از حضرت رسول (ص) نقل مىكند: ما من أحد يسلم عليَّ إلا رد الله عليَ[١] روحي حتى أرد عليه السلام» (سنن بيهقى، ج ٥، ص ٢٥٤)؛ يعنى هيچ كس بر من سلام نمىكند مگر اينكه خداوند روح مرا بر من رد مىكند تا سلام را جواب دهم.
٦- حاكم در مستدرك ج ٤، ص ٥١٥؛ اين حديث را نقل و آن را صحيح دانسته است: روزى مروان آمد ديد مردى روى خود را بر قبر گذاشته گردنش را گرفت و گفت: مىدانى چه كار مىكنى؟ آن مرد گفت بلى، مروان متوجه شد، ديد ابو ايوب انصارى (رض) است، او گفت خدمت رسول خدا (ص) آمدهام و نه پيش سنگ، از رسول خدا (ص) شنيدم كه مىفرمود: بر دين گريه نكنيد اگر اهلش به حكومت برسند، ولى بر دين بگرييد كه غير اهلش ولايت پيدا كند.
٧- حافظ ابن عساكر[٢] روايت مىكند، فاطمه آمد بر قبر رسول خدا (ص) ايستاد و يك قبضه از خاك قبر را گرفت و بر چشمان خود ماند و گريست.
٨- و نيز روايت كرده كه بلال به قبر آن آن حضرت آمد و شروع به گريه نمود و روى خود را به خاك قبر مىماليد، پس حسن و حسين آمدند، او آنان را به خود چسپانيد و بوسيد.
٩- و نيز نقل كرده است: دو مرد بيابانى به سوى قبر نبى (ص) آمد و از خاك آن بر سرش ريخت و خطاب كرد: كه در آنچه بر تو نازل شده است اين است: وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً" (النساء: ٦٤). اگر آنان هنگامى كه بر خود ستم كنند نزد تو بيايند و استغفار كنند و رسول براى آنان استغفار كند خدا را آمرزنده مى يابند، من بر خود ستم كردم و آمدم كه برايم استغفار كنى، از قبر ندا شد، آمرزيده شدى! و اين ندا در حضور على امير المؤمنين عليه السلام صورت گرفت.
١٠- در صحيح ترمذى (ابواب الجنائز) و سنن ابن ماجه از بريده نقل مىكنند كه آن حضرت فرمود: إِنِّي كُنْتُ نَهَيْتُكُمْ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ، وَإِنَّهُ قَدْ أُذِنَ لِمُحَمَّدٍ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ أُمِّهِ فَزُورُوهَا فانها تذكرة للموت.
[١] [ الى]
[٢] الغدير: ج ٥، ص ١٢٧ و ١٢٨.