توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٢٧ - صانع غير مستقل
٤- جهان يك موجود شخصى است ولى نه به مجرد پيوست و همبستگى، همانند يكى بودن اطاق مثلا، كه از اجتماع خشت و گل، سمنت و گچ و غيره به وجود مىآيد، بلكه جهان وحدت طبيعى دارد به سه دليل:
اول: عقل و نفس كلى سبب وحدت عالم مى شود، جهان همچون انسان كبير است، چنانچه عقل و نفس جزئى موجب وحدت انسان كوچك مىشود و عرفا در اين مقام، بيانات گيرايى دارند.
دوم: وجود در همه عين هويت و وحدت حقه سايهاى است، سايه واجب الوجود واحد، و سايهى واحد واحد است.
سوم: ارتباط اجزاى جهان و تلازم بعضى به بعضى ديگر مستلزم انتهاى همه به يك سبب مى شود، اگر صانع عالم بيشتر از يك فرض شود توارد علتين مستقلتين بر معلول واحد لازم مىآيد كه محال است.
نگارنده اين بيان را از جهاتى باطل مىداند و علم هيئت امروزى مجالى براى آن باقى نمىگذارد، و هيچ مانعى از نظر عقل وجود ندارد كه هزاران كهكشان مستقر در فضا مستند به اراده دو صانع حكيم عليم باشد، پس براى توحيد صانع مستقل بايد به توحيد واجب الوجود رجوع كنيم، كه قطعى و خلل ناپذير است.
صانع غير مستقل
دانستيم كه واجب الوجود يكى است پس صانع مستقل و خالق مطلق نيز يكى است و تعدد عقلًا معقول نيست، و قرآن مجيد نيز بر وحدت صانع و آفريدگار تأكيد فراوان دارد و عقل و نقل با هم متفقند.
ولى سوال در اينجا اين است كه صانع غير مستقل وجود دارد يا نه؟
مىگوييم بلى وجود دارد، مانند انسان مثلا كه صانع افعال اختيارى خود مىباشد ولى چنانچه در دومين مقصد گذشت انسان فاعل مستقل نيست، چون قدرت آناً فآناً و لحظه به لحظه از جانب پروردگار افاضه مىشود و گاهى هم موانع قهرى جلو كارى او را مىگيرند، تا جايى كه امام صادق عليه السلام در يك خبر صحيح السند در جواب سوال كسى كه از ايشان سوال كرد: بِمَ عَرَفْتَ رَبَّكَ؛ پروردگارت را به چه