توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٥٧ - فصل دوم اقسام دعا و ندا
سازد و يا توسط كند كه خدا مشكلات ما را حل كند، گناهان ما را بيامرزد، و امثال آن از امور دنيايى يا مربوط به آخرت.
٤- دعا و طلب از مخلوق زنده در امور غير عادى كه قدرت آن را نداشته باشد، چه آن امور محال باشد يا ممكن باشد، ولى از غير خدا ساخته نباشد، مانند اينكه از پيغمبر بخواهيم كه ما را از زمان وقوع قيامت خبر بدهد، در حالى كه قرآن مىگويد و پيغمبر از آن بى اطلاع است، يا بخواهيم كه فلان امر واجب يا مباح را بر ما حرام كند، يا حرام را حلال كند و يا جمعى بين نقيضين نمايد و يا اولاد پيدا كنيم، و يا حمل پسر باشد و امثال آن، از امور مربوط به دنيا و آخرت.
٥- طلب و خواستن از ارواح مردگان و ملايكه در امورى كه امكان واسطه شدن آنان است؛ مانند استشفاع و استرحام و استغاثه كه اين ارواح و يا ملايكه نزد خداوند وساطت و شفاعت كنند. و يا در امورى كه قدرت انجام آنها را دارند مانند اينكه از ملايكه بخواهيم براى ما استغفار كنند.[١]
٦- طلب و خواستن از ارواح اوليا و انبيا و ملايكه و جن در امورى كه قدرت آنها را ندارند.
٧- طلب و خواست از موجودات بىجان و جامد مانند بتها، درختان و بعضى از اماكن و يا اجرام سماوى و امثال آنها، چه در امورى كه به آنها مربوط نيست و چه در امورى كه از آنها بدون آگاهى صادر مىشود، مانند حرارت روشنايى خورشيد.
دعا و طلب در قسم اول بلاشك جايز و بلا اشكال است و اگر موجب شرك مىبود در دنيا هيچ موحد و مسلمان پيدا نمىشد زيرا همه مسلمانان در زندگانى صدها بار از ديگران كمك طلبيدهاند و هيچ اختلافى هم در آن نيست، و وهابىها هم آن را صحيح مىدانند و نظريه محمد بن عبد الوهاب را قبلا درين مورد خوانديم كه آن را جايز مىدانست.
ولى من از اين قسم به اقسام ديگر نقل بحث نمىكنم و از وهابىها سوال مىكنم چرا اين قسم اول جايز شد؟ مگر خداوند در قرآن نفرموده: (الجن: ١٨)؛ با خدا كسى را نخوانيد «وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»؛ تنها از تو كمك مىطلبيم؟! شما نگفتيد دعا عبادت است و دعاى غير خدا عبادت اوست، و عبادت غير خدا شرك است؟!
[١] استغفار عمل ملايكه است و قرآن خبر داده است كه آنان براى زمينىها استغفار مى كنند و همين استغفار به اعتبار مغفرت الهى توسط نيز شمرده مى شود.