توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٣٨ - مقصد هفتم توحيد در عبادت
آداب اجتماعى و رسوم اخلاقى نهى نشده است، بالعكس اخلاق حسنه و حسن روابط سفارش شده است، أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ (المائدة: ٥٤).
ب- دواعى و انگيرههاى خضوع در نظر عقلا:
١- دفع ضرر حاضر يا مترقب.
٢- جلب منفعت.
٣- بدست اوردن رضاى طرف.[١]
٤- محبت.
٥- عظمت طرف.
٦- شكر نعمت.
اگر به نظر دقيق بنگريم خداوند جل جلاله يگانه موجودى است كه مستحق خضوع و عبادت به همه اين انگيزهها و دواعى است. زيرا او قادر مطلق و مالك همه كاينات است، نفع و ضرر به اراده اوست، رضاى او باعث سعادت دنيا و آخرت مى شود، و جز خداوند كى سزاوار محبت و دوستى است، و آيا كى جز او عظمت واقعى و لايتناهى دارد و آيا همهى نعمتهاى ما از خدا نيست؟
بنا بر اين عقل حكم مىكند كه خضوع كامل فقط در مقابل خداوند تبارك و تعالى باشد، ولى شيخ بهايى، از بسيارى علماى شيعه و سنى نقل كرده است[٢] كه عبادت خدا به داعى دفع ضرر و جلب منفعت باطل است و عبادت نبايد به قصد تحصيل ثواب يا خلاصى از عذاب صورت گيرد و از امام رازى[٣] نقل شده كه متكلمين بر آن اتفاق دارند. و از علامه حلى نقل شده است كه: عدليه (اماميه و معتزله) اتفاق دارند كه چنين عبادتى استحقاق ثواب ندارد، ولى از قرآن مجيد صحت آن استفاده مى شود؛
وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً (الأعراف: ٥٦).
وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً (الأنبياء: ٩٠).
[١] شايد اين انگيزه در طول ساير انگيزهها باشد نه در عرض آنها.
[٢] كشكول بهايى، ص ٢٢٢.
[٣] مصباح الفقاهة؛ ج ١، ص ٤٦٧.