توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٣٩ - مقصد هفتم توحيد در عبادت
تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً (السجدة: ١٦).
امام صادق عليه السلام در صحيح هارون بن خارجه مىفرمايد: بندگان (يا عبادت) بر سه گونهاند: قومى كه خداوند عز و جل را به جهت خوف عبادت مىكنند و اين عبادت بردگان است، و قومى كه خداوند تبارك و تعالى را براى تحصيل ثواب عبادت مىكند و اين عبادت مزدوران است، و قومى كه خدا را به خاطر محبت عبادت مىكنند و اين عبادت آزادگان است و اين نوع بهترين عبادت است.[١]
تفصيل اين حديث مربوط به علم فقه است.
ج- عبادت غالبا به معناى پرستيدن مىآيد كه براى غير خدا جايز نيست (إِيَّاكَ نَعْبُدُ) يعنى تنها تو را مىپرستيم و سابقا دانستيم كه معناى عبادت تعظيم به قصد رب و خالق است، نه مطلق تعظيم، و گاهى به معناى طاعت مىآيد كه بعضى آيه مباركه «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ» (يس: ٦٠) را به آن تفسير كردهاند.
اطاعت غير خدا گاهى همانند اطاعت رسول و اولى الامر واجب مى شود، گاهى حرام مى شود؛ فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً (الإنسان: ٢٤) و غير ذلك، و بالجمله اطاعت آمرين عرفى در غير معصيت الهى ضررى ندارد، و اطاعت انبيا و اولى الامر در حقيقت اطاعت خود خداوند است و گاهى به معناى مطلق خضوع مىآيد، كه حكم آن بيان شد؛ (فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ؛ المؤمنون: ٤٧) اى خاضعون متذللون. «... أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرائِيلَ» (الشعراء: ٢٢)؛ يعنى بنى اسراييل خاضع و فرمانبردار خود قرار دادى.
از حضرت على عليه السلام نقل شده است كه «أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ مُحَمَّدٍ (ص)»[٢] من فرمانبرى از فرمانبران محمد (ص) مىباشم.
د- عبادت غير خدا گاهى به اعتقاد تعدد پروردگار و انكار توحيد صورت مىگيرد و گاهى به خاطر اينكه واسطه فيض و فاعل تدبير جهان يا انسان.
[١] اصول كافى، ج ١، ص ٨٤.
[٢] كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي( ط- الإسلامية)- تهران، چاپ: چهارم، ١٤٠٧ ق.، ج ١؛ ص ٩٠.