توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٢٤ - استدلال متكليمن و فلاسفه بر توحيد ايجادى
بعضى از دانشمندان اصرار دارند كه معناى آن خالق است و مىگويند اگر به معناى معبود باشد كلمهى طيبه (لا اله الا الله) دروغ مى شود؛ چون معبود در دنيا زياد است و اگر به معناى خالق باشد در كلمه طيبه اشكالى به وجود نمىآيد چون خالق تنها خداوند است. ولى مىشود جواب داد كه مراد از «اله» در كلمه طيبه معبود برحق است به حكم انصراف و يا خبر محذوف لا نفى جنس (حق) است.[١] و از بعضى لغت استفاده مىشود كه «اله» به معناى معبود است آيه مباركه «أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[٢] مؤيد اين نظريه است. هشام بن حكم به امام صادق عليه السلام مىگويد: دليل بر اينكه خداوند يكى است چيست؟ امام مىفرمايد: اتصال تدبير و تمام بودن صنع؛ چنانچه خداوند مىفرمايد اگر در آسمانها و زمين خدايانى از الله مىبودند آسمانها و زمين فاسد مى شدند.[٣]
در سوره مؤمنون آيه ٩١ مىفرمايد: مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ... (المؤمنون: ٩١).[٤]
از اين دو آيه تأييد قول اول استفاده مىشود و همچنين از آيه ٤٦ سوره مائده.
به هر حال تقرير اين دو آيه مباركه و اين روايت در قالب علمىمحتاج به تأمل بيشتر است و تاكنون نگارنده به آن نرسيده است زيرا تعدد خالق عليم و حكيم موجب فساد جهان نمى شود.
استدلال متكليمن و فلاسفه بر توحيد ايجادى
علماى علم كلام بر توحيد خالق به برهان تمانع استدلال نمودهاند كه داراى چند تقرير است، و ما در اينجا به سه تقرير آن اكتفا مىكنيم:
تقرير اول از محقق دوانى است: اگر دو خدا باشد يا قدرت و اراده هر كدام در ايجاد جهان كافى است، يا غير كافى، و يا قدرت و ارادهى يكى از آن دو كافى است. بنا به فرض اول اجتماع دو مؤثر و علت تامه
[١] دو احتمال ديگر نيز در خبر محذوف وجود دارد؛ يكى اينكه لفظ« ممكن» مقدر باشد، دوم« موجود» در اين دو صورت مى گوييم انصراف معبود به معبود برحق است.
[٢] الجاثية: ٢٣.
[٣] بحار الانوار، ج ٣، ص ٢٢٩، سند روايت صحيح است.
[٤] ترجمه: خدا هرگز فرزندى براى خود انتخاب نكرده؛ و معبود ديگرى با او نيست؛ كه اگر چنين مىشد، هر يك از خدايان مخلوقات خود را تدبير و اداره مىكردند و بعضى بر بعضى ديگر برترى مىجستند( و جهان هستى به تباهى كشيده مىشد) ...