توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٦٣ - فصل سوم زيارت اموات چگونه است
من قبلا شما را از زيارت قبور نهى كرده بودم، محققا براى محمد (ص) اذن داده شد قبر مادرش را زيارت كند، به زيارت قبور برويد كه ياد آور آخرت است.[١]
١١- ما رواه الجماعة عن ابى هريرة: زَارَ النَّبِيُّ- صلى الله عليه [و آله] وسلم- قَبْرَ أُمِّهِ، فَبَكَى وَبَكَى مَنْ حَوْلَهُ، فَقال رَسُولُ اللهِ- صلى الله عليه وسلم-: اسْتَأْذَنْتُ رَبِّي فِي أَنْ أَسْتَغْفِرَ لَهَا، فَلَمْ يُؤْذَنْ لِي، وَاسْتَأْذَنْتُهُ فِي أَنْ أَزُورَ قَبْرَهَا، فَأَذِنَ لِي، فَزُورُوا الْقُبُورَ، فَإِنَّهَا تُذَكِّرُ الْمَوْتَ.[٢] (صحيح ابن ماجه، ج ١، ص ١١٤. صحيح مسلم، ج ١، ص ٦٥).
١٢- و عن عبد الله بن مليكه: روزى عايشه از قبرستان آمد به او گفتم اى ام المؤمنين از كجا آمدهاى؟ گفت از قبر برادرم عبد الرحمن، به او گفتم آيا پيامبر از زيارت قبور نهى نفرموده بود؟ گفت بلى از زيارت قبور نهى كرده بود سپس به زيارت آنها امر فرمود (به صحيح ابن ماجه، ج ١، ص ١١٤، مراجعه شود).
١٣- از ابى هريره اينكه پيامبر (ص) به قبرستان آمد پس گفت: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ دَارَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَإِنَّا بِكُمْ لَاحِقُونَ.
قال رووا احمد و النسائى و مسلم و لاحمد من حديص عائشة مثله و زاد اللهمَّ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُمْ، وَلَا تُضِلَّنَا[٣] بَعْدَهُمْ.
١٤- و از بريده روايت شده: رسول الله (ص) مردم را ياد مىداد وقتى كه به سوى قبرستان مىروند بگويند: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الدِّيَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمِينَ وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ .. نَسْألُ اللَّهَ لَنَا وَلَكُمِ الْعَافِيَةَ. قال: و رواه احمد و مسلم و ابن ماجه و المتقى.
و از طريق شيعه در حدود ٤٠ روايت در اين زمينه وارد شده است كه ما به چند روايت آن اكتفا مىكنيم:
[١] اين حديث چون در دو كتاب از صحاح سته صحيح است و بر همه اهل سنت( به شمول وهابىها) حجت است و مع الوصف ترمذى مى گويد: حديث بريده صحيح و العمل على هذا عند اهل العمل، لا يرون بزيارة القبور بأسا، و هو قول ابن المبارك و الشافعى و احمد و اسحاق. نگارنده مى گويد اطلاق حديث شامل مردو زن هردو مىشود و ضمنا به مصادر زير نيز در اين مورد مراجه شود:
صحيح ابو داود باب زيارت القبور، ج ٢، ص ١٩٥. صحيح مسلم، باب زيارت القبور، ج ٤، ص ٧٣ و ج ٥ ص ٦٥.
[٢] اين روايات و امثال آنها از عبد السلام جد ابن تيميه د ركتاب" المنتقى من اخبار المصطفى" نقل شده است!!!. و البته بايد متوجه بود كه ما اين روايات را از منابع اولى آنها نقل نكردهايم بلكه به نقل از كتب ديگر نقل كردهايم.
[٣] و لا تفتنا.