توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٦١ - فصل سوم زيارت اموات چگونه است
آن شاعر عربى مىگويد:
|
بر خانههاى ليلى مرور مىكنم |
آن ديوارها و صاحب ديوار را مىبوسم. |
|
محبت خانهها دل مرا مشغول نكرده است بلكه دوستى كسى كه در خانهها سكونت دارد دل مرا جذب نموده.
هيچ مسلمان آهن و سنگ را نمىبوسد و به آن علاقه ندارد بلكه به اين كار به مقام ختمى مرتبت كه نماينده خداوند است تعظيم و تكريم مىكند كه هيچ ربطى به عبادت ندارد.
در اين جا توجه خوانندگان را به رواياتى كه از طرف اهل سنت وارد شده است جلب مىكنيم:
١- فرزند عمر از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىكند: من حج فزار قبرى بعد وفاتى فكأنما زارنى فى حياتى (رواه الطبرانى فى الاوسط، و البيهقى فى السنن، بل رواه خمسة و عشرون محدثا و حافظا)؛ كسى كه حج كند پس قبر مرا زيارت كند مانند كسى است كه مرا در زندگى زيارت كرده باشد.
و فى حديث آخر رواه تسعة من العلماء و المشاهير كما عن وفاء الوفاء، ج ٤، ص ١٣٤٢: من حج البيت و لم يزرنى فقد جفانى، هر كس به حج بيت الله برود و مرا زيارت نكند به من جفا نموده است.
در كتاب الفقه على المذاهب الاربعة ص: ٥٩٠، ح ١، مىگويد: جمعى از علماى مذاهب چهارگانه بر طبق آن فتوا دادهاند و تقى الدين سبكى در شفاء المقام به تثبيت اين روايت همت گمارده است؛ ص ٣ الى ١١.
٢- قوله (ص): مَنْ جَاءَنِي زَائِرًا (لَا تَحْمِلُهُ) حَاجَةٌ إلَّا زِيَارَتِي كَانَ حَقًّا عَلَيَّ أَنْ أَكُونَ شَفِيعًا لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.
به شفاء المقام مراجعه شود تا فهميده شود كه ١٦ دانشمند آن را نقل كرده!
٣- عبد الله بن عمر از آن حضرت (ص) روايت نموده: مَنْ زَارَ قَبْرِي وَجَبَتْ لَهُ شَفَاعَتِي. (رواه ابن عدى فى الكامل و البيهقى فى شعب الايمان)، هر كس قبر مرا زيارت كند شفاعت من براى او واجب مىشود.