تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٥ - (٣) سورة النّاس
كردهاند. و قيل الجان ابليس و قيل هم الجنّ نسئل ابليس.[١] بهرحال از اين سوره مباركه سه چيز بدست مىآيد.
١- جن (احتمالا انس نيز) آدمى را وسوسه مىكنند و خاطرات پستى را در نفس آدمى مىاندازند كه شرانگيز است.
٢- انسان از جانب خداوند وظيفه دارد كه از شر وسواس مذكور بخدا پناه ببرد.
٣- پناه بردن بخدا از شر وسوسه مفيد است وگرنه به آن امر نمىشد و بقول معروف معلق كردن حكمى بوصف مشعر بعليت است، يعنى چونكه خدا رب و مدبّر و معبود مردم است، پناه برنده بخود را از شر وسوسه جنّ (از شر) انس نجات مىدهد و بهمين علت مىشود گفت كه حكم به مورد خود (شخص پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله) منحصر نيست و همه مؤمنين را دربرمىگيرد، چيز ديگرى كه از آيه استفاده مىشود اينست كه وسوسه شيطان شامل حال انبياء نيز مىشود و لذا بخاتم آنان (ص) ارشاد شده است كه از آن بخدا پناه ببرد، مگر اينكه غرض از خطاب مجرد تعليم امت باشد نه اراده شخص او به تنهائى و يا با امت و اللّه العالم
بهرحال پناه بردن بخدا يك حالت نفسانى است كه انسان خود را بخدا مىسپارد ولى اين پناه بردن مانند دع كردن و تضرع نمودن علت تامّه دفع شر وسوسه در جميع موارد نيست و كذا دافع دائمى شر مردم (بنا به عطف النّاس بر وسواس) مصاديق زيادى دارد مثل شر زنان
[١] - وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ اى خلقناه من قيل خلق آدم من نار لها ريح حارّة تقتّل و قيل فى نار لا دود لها و قيل السّموم الرّبح الحارة اخذ من دخولها بلطفها فى مسام البدن و منه السمّ لقاتل و يقال يومنا يسيم اذا هبّت فيه ريج السّموم