تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٤ - (٣) سورة النّاس
كلام خفى جن كه طبرسى مىگويد، وقتى شنيده نشود چگونه مفهوم آن در دل مىرسد؟ و مؤيد اين احتمال اين آيه مباركه است وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ كه مراد از وسوسه نفس همان خطورات اوست حتى وسوسه انس (در فرض عطف انس بر جن) نيز چنين است هرچند سبب آن كلام مسموع مىباشد كه مطابقة و يا لزوما بر آن دلالت مىكند. بهرحال مراد از صدور سينه مادى نيست بلكه مراد روح و نفس آدمى مىباشد. و اصل جن بمعناى پوشيده بودن چيزى از حواس است و بچيز مستور جن گفته مىشود و باغ را جنّت مىگويند چون زمين آن بدرختها پوشيده و مستور مىشود و جنين را جنين مىگويند چون در شكم مادرش پوشيده است جن گاهى بر موجودات روحانى كه از حواس پنهان است (در مقابل انس) اطلاق مىشود كه سه دستهاند:
دسته اول كه همه خوبند يعنى ملائكه
دسته دوم كه همه بداند يعنى شياطين
دسته سوم كه خوب و بد دارند. يعنى جن (وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ)
جن از آتش آفريده شده است وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ، بعضيها مىگويند جان نوعى از جن است و بعضيها گفتهاند كه جان پدر جن است مانند آدم كه پدر بشر است خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ يعنى از آتش مختلط (گفتهاند از سرخ و سياه و سفيد) و بعضيها مارج را بمعناى صاف از دود تفسير