تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٠ - نظر آخر به سوره و العصر
٣- مبارزه با آفات طبيعى و انحرافات اجتماعى.
٤- رعايت حال افراد عاجز و درمانده.
لزوم تحصيل و برقرارى اين چهار چيز مسلم است ولى اولا: اين امور در مجموع باز هم از شعاع تنپرورى بيرون نمىرود و ثانيا: تحكيم و توسعه عدالت اجتماعى كه غالبا مخالف طبيعت انسان سودجو و منفعتطلب است ضامن اجرائى ميخواهد و متأسفانه تجربيات تمدن انسانى از ابتدا تاكنون حكايت از ظلم و تبعيض و استعمار و استثمار دارد، ترقى علوم و توسعه فكرى تنها به توسعه وحشتناك و گستردهتر شدن مظالم و تجاوزات انجاميده است و واحد تلفات انسانى در عصر اتم بميليون رسيده است.[١] و شايد در قرن بيست و يك حد نصاب تلفات بچند ميليون برسد. بلى ز عشق تا بصبورى هزار فرسنگ است.
بارى تمدن فعلى انسانى با تمام ظواهر مرغوب آن انسان را از خسران و زيان بيرون نياورده است و بايد گفت كه حقيقتا و العصر ان الانسان لفى خسر، قسم بعصر بيست و عصر چندين قرن آينده كه انسان در عمق خسران و زيان باقى مانده است!!! بيائيد و انسان را با موازين نظام كلّ موجودات هماهنگ كنيد و او را بسوى فطرتش راهنمائى نمائيد تا تعادل و وقار خود را بدست آورد و از زيان و خسران بيرون شود قرآن ميگويد با انسان خداى خود را فراموشى سپرده است خود را هم فراموش ميكند و بخود رسيدگى نمىتواند (نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ).
وقتى ما به ابتداء و آخر خود فكر نكنيم و تنها بفكر مقطع خاصى از
[١] - مثلا در فلسطين يك ميليون در الجزائر يك ميليون در ويتنام يك ميليون و بالاخره در افغانستان يك ميليون تلفات انسانى تقريبا وجود داشته و ضائعات عالى از حساب بيرون است و نيز تلفات جانى در جنگ ايران و عراق و عراق و كويت و جنگهاى كامبوج و يوگسلاويا و اريتره و سودان و آذربايجان و ارمنستان و كشمير و سرزمينهاى كردنشين و غيره نيز بايد مورد نظر قرار گيرد!