تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥١ - نظر آخر به سوره و العصر
زندگانى فعلى خود باشيم هرگز اوضاع تغيير نخواهد يافت بلكه بدتر و وخيم تر خواهد شد (يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ).
اساس كلام اينجا است كه ما انسان را تنها همين هيكل مادى و انعكاسات مادى ميدانيم يا موجود برترى كه مركب از جسم مادى و روح ملكوتى است، او آيا تنها يك حيوان گويا است يا جانشين خدا در روى زمين كه موجودات زمينى و قسمتى از كهكشانها براى اشفاع او مسخرش شده است بر اساس تحليل اخير و انسانشناسى دينى لازم است بپذيريم كه انسان اولا پيوند معنوى خود را با خدا و شريعت خدا برقرار نمايد و ثانيا با همنوعان خود روابط عادلانه و برادرانه برقرار نموده و در مقابل ديگران احساس مسئوليت نمايد و ثالثا طبيعت زمين و آسمان را مورد بهرهكشى و استثمار قرار دهد كه خدايش آنها را براى او مسخر فرموده است و رابع او زندگانى قبلى و فعلى و آينده (برزخ و قيامت) خود را در مجموع هماهنگ نموده مقطعى فكر ننمايد.
و همين است غرض سوره و العصر كه مىخواهد انسان را در عصر انسانى او داخل بنمايد. بشريت روزى مجبور خواهد شد كه بفطرت و عقل خود برگردد و روحانيت را در تمدن خود حاكم گرداند و بالاخره بهدف كامل زندگانى خود آشنا گردد و سوره و العصر را در آن عصر عقل و كمال بپذيرد و در پهلوى اهداف قبلى بلكه در رأس آنها ايمان بخدا و عبادت خدا و اعمال صالحه و توصيه بحق و توصيه بصبر را قرار دهد. ان الارض يرثها عبادى الصالحون، بلى عصر حاكميت سوره و العصر حتما آمدنى نيست چون زندگانى بدون ايمان و عبوديت خستهكننده و پوچ است و روح جز در فضاى لا يتناهى لاهوت به آرامش حقيقى خود نخواهد رسيد.