تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤ - تراحم انسانها
اختيار انسانها در دنيا قرار گرفته بود از بين ميرود و هيچكس هيچ نقشى در جريانات آنروز ندارد مگر به اندازهايكه خداوند به پارهاى از ملائكه اجازه كار را داده است و يا به انبيا واولياء اذن شفاعت را و همين، و بقيه اسباب عادى كه انسانها در دنيا با اذن تكوينى خداوند، از آنها استفاده ميبردند از كار مىافتند و بدين دليل صحيح است كه گفته شود خداوند مالك و حاكم يوم الدين است.
بنظر دقيق در همين دنيا هم كسى به كسى- بدون اذن خداوند- كمكى رسانيده نمىتواند منتهى وسائل و وسائطى كه خداوند بعنوان مسبب الاسباب آنها را مقرر داشته جلو چشم ظاهربينان را ميگيرد و خيال ميكنند كه تنها همين اسباب چارهساز است و از مسبب الاسباب غفلت ميكنند و در قيامت اين وسائل متوسطه از بين ميرود و سلطنت مطلقه او براى همه ظاهر ميگردد وگرنه در نظر هوشمندان در عموميت سلطنت و پادشاهى و حكمرانى حق تعالى بين دنيا و آخرت ذرهاى فرق وجود ندارد.
ملكيت بر دو قسم است:
١- ملكيت اعتبارى مانند مالكيت ما نسبت به خانه و لباس و ساير اشيائيكه داريم كه بوسيله خريد و فروش يا اجاره و ساير معاملات و يا به هبه و هديه و يا بميراث بما رسيده است.
اين ملكيت هيچ واقعيتى ندارد بلكه اعتبارى صرف است كه مردم مالكيت را اعتبار ميكنند و گذشته از اعتبار مردم واقعيتى براى آن وجود ندارد و زوجيت زن و شوهر نيز از همين مقوله است و همچنان رياست و امثال اين مفاهيم اعتبارى.
٢- ملكيت حقيقى مانند مالكيت آتش بر حرارت مالكيت خورشيد بر روشنائى و بطور كلّى مالكيت هر علت بر معلول و اثر خود كه واجد آنست.
مالكيت آفريدگار و رب العالمين بر موجودات مالكيت حقيقى است و