تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥ - تراحم انسانها
همين مالكيت حقيقى تكوينى او پايه مالكيت تشريعى او ميباشد و از اينجا است كه تمام حكومتهاى انسان بر همنوعان آن باطل و غير قانونى است حكومت كردن بر انسانها حرام است و پذيرفتن آن بر مردم نيز حرام و تنها حكومت در فرضى مشروع و قانونى است كه خداوند اجازه داده باشد و بمقدار مأذون آن و بس ان الحكم الّا للّه.
اگر حكومت اسلامى نباشد و اگر حاكم واجد شرائط شرعى نباشد حكومت حكومت طاغوت خواهد بود وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ، و بايد آنرا رد كرد و لذا در حديث آمده است
و لا تعنهم على بناء مسجد
، در ساختن مسجد هم حكومتهاى غاصب را يارى ندهيد.
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
(فقط) ترا مىپرستيم، در اينجا كلام بشكل خطاب درآمده و بنده خدا را مخاطب قرار داده و باز ميگويد ترا (تنها) مىپرستيم يعنى پرستش و عبادت براى غير خدا نيامده است[١]. در دين اسلام شكى نيست كه عبادت مخصوص بخداوند است و عبادت غير او- حتى پيغمبر اكرم و امام- حرام مؤكد و ممنوع مطلق ميباشد بلكه همه دانشمندان مذاهب متفق القولند كه عبادت غير خداوند يگانه، موجب شرك و خروج از اسلام است. مسلمان بعلاوه توحيد خالقيت و ربوبيت و مالكيت حق، كه گذشت بايد به توحيد معبوديت او نيز عملا معتقد و متعهد باشد.
[١] - حصر آيه دلالت بر نفى جواز عبادت براى غير خداوند ندارد بلكه ناظر به نفى وقوع آن از جانب بنده مؤمن است. و حرمت عبادت غير خداوند از آيات ديگر قرآن ثابت مىشود نه از اين آيه و كذا پديد آمدن شرك از عبادت غير خدا، و احتياج به نقل آيات كثيره نيست.