تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٣
كه اين حوادث درباره مسلمانان واقع نشده است و حتى شايد در طول تاريخ امتها بىسابقه باشد ولى بنى اسرائيل به اساس طبيعتى كه داشتند ازين فواصل استفاده نتوانستند و كفران نعمت كردند و فضيلتى عائدشان نشد.
و شاهد اين مطلب آيه مباركه بيستم سوره مائده است: إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ ... وَ آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ تا اينكه در آيه ٢٥ موسى عرض ميكند بين ما دو برادر و قوم فاسقين جدائى بيفكن و خدا هم در آيه ٢٦ مىفرمايد: فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ.
در سوره دخان آى (٣٢- ٣٣) چنين مىفرمايد: وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ عَلى عِلْمٍ عَلَى الْعالَمِينَ وَ آتَيْناهُمْ مِنَ الْآياتِ ما فِيهِ بَلؤُا مُبِينٌ و لا يبعد كون المعنى: اختر ناهم لعلمنا باستحقاقهم الاختيار على العالمين.
اگر مراد از اختيار برترى آنان باشد كه با آيات وارده در حق بنى اسرائيل و صفات زشت و افعال بد آنان مناسبت و ملائمت ندارد حتى اگر از آنچه كه درباره برترى مسلمانها وارد شده است (كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ ...) (هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) چشمپوشى شود.
و اگر مراد از آن دادن نشانههائى باشد كه در آيه بعدى به آن اشاره شده است خالى از سؤال است و با آنچه كه در بالا گفتيم مطابق ميشود و آيه بعدى چنين است و: (آتَيْناهُمْ مِنَ الْآياتِ ما فِيهِ بَلؤُا مُبِينٌ. (٣٣ دخان)
ما به آنان نشانههائى داديم كه آزمايش (يا گرفتارى) آشكارى در آنها است
٥- إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمانِهِمْ ثُمَّ ازْدادُوا كُفْراً لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ (آل عمران ٩٠)
كسانيكه كافر شدهاند بعد از ايمانشان سپس كفرشان فزونى گرفته است هرگز توبهشان قبول نخواهد شد.
سؤال اينست كه شكى در قبول اسلام آوردن همچه افراد نيست چرا قرآن ميگويد توبه يعنى رجوع دوباره آنان به اسلام قبول نميشود؟