تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٤ - بحث علمى و اعتقادى
علل قريب و متوسط و بعيد دارد و مىشود كه حادثه مذكور را بهركدام از اين علل نسبت داد و هكذا. و جتماع علل طولى امريست ضرورى و انكارناپذير.
علل عرضى عبارت از اجتماع چند علت براى يك معلول است و در فلسفه ثابت شده كه اجتماع علل مستقل بر معلول واحد در معناى تناقض محال است و يك شئ بيشتر از يك علت مستقل ندارد.[١]
(فصل پنجم) افعال اختيارى انسان و جن و ملائكه و حتى حيوانات به اراده و اختيار خود آنان صادر مىشود و اگر اراده حق را بعنوان علت عرضى فرض كنيم ميگوئيم به اين افعال تعلق نمىگيرد وگرنه افعال افعال خداوند ميشود نه افعال انسان و جن و ملك و غيره بلكه اين بحث در مطلق پديده هاى طبيعى جارى مىشود زيرا هر پديده مادى از خود علت مادى دارد كه علوم تجربى در اين مورد روشنى بيشترى انداخته و در آينده هم خواهد انداخت، اشتباه ماديها نيز همين است كه اراده خدا را در كائنات بعنوان علت عرضى فرض كردهاند و لذا اعتراض گرفتهاند كه علت التزام بوجود خدا از جهل بشر به اسباب اشياء بوده و چون علم امروز علل اكثر حوادث را كشف كرده است لذا لزومى براى فرض وجود خداى مريد و فعال باقى نمىگذارد!!! (چه تفكر احمقانهاى)
خداشناسان اراده خدا را علت طولى كائنات مىدانند نه عرضى يعنى مىگويند سلسله علل و معاليل مادى بالاخره به اراده واجب الوجود منتهى مىشود و اراده خداوند علت نهائى اشياء است و از طرف ديگر علل و معاليل در حدوث و بقاى خود لحظه به لحظه به افاضه و ايجاد حق نيازمندند.
بر اساس اين مقدمات مىگوييم اراده تكوينى حقتعالى به همه كائنات
[١] - بلى مىشود چند چيز بعنوان اجزاى علت در يك شئ تأثير كنند مثل اينكه چند نفر يك نفر را بكشند.