ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٦ - ١٨ < ١٠١٨ > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است در مذمت علمايى كه فتواى مخالف مى دهند(و حكم آنرا نه از روى ادله شرعيه، بلكه به رأى خود و از روى قياس مى نمايند)
نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً يعنى قرآن را بر تو فرستاديم كه هر چيزى را بيان ميكند) (٥) و ذكر فرموده است كه بعضى از قرآن تصديق ميكند بعض ديگرش را و اختلافى در آن نيست، پس فرموده (در قرآن كريم س ٤ ى ٨٢): اين قرآن اگر از جانب غير خداوند بود (چنانكه كفّار و منافقين عقيده داشتند كه از جانب خدا نيست، بلكه بشرى آنرا بيان كرده) هر آينه در آن اختلاف بسيارى مىيافتند (زيرا كلام بشر از جهت لفظ و معنى خالى از خلل و فساد نيست و چون در قرآن اختلافى از قبيل تناقض معنى و تفاوت نظم يافت نشده دليل بر آنست كه آنرا بشر نگفته، پس از جمله اين بيانات دانسته شد كه رسول اكرم در تبليغ احكام كوتاهى نكرده و هيچ چيز سبب اختلاف قضات نيست مگر جهل و نادانى ايشان بكتاب خدا، و البتّه چنين اشخاص شايسته حكم دادن نيستند) (٦) و ظاهر قرآن كريم شگفت آور و نيكو و باطن آن ژرف و بىپايان است (پس همه كس را اسرار آن بدست نيايد) و عجائب و غرائب (نكات و اسرار) آن پايانى ندارد (هر چند در تحصيل آنها كوشش شود) و تاريكىها (ى جهل و نادانى و شبهات) رفع نمىگردد مگر بوسيله آن.